در مكتب اهل بيت - معاونت امور فرهنگى مجمع جهاني اهل بيت - الصفحة ٢٣٤ - شبهه اصول يهودى
تبديل شده است. پس از آن مؤلّفان قديم و جديد، به همين روايت مشهور، اعتماد كردهاند، بدون آن كه در آن تحقيق و بررسى كنند، در حالى كه ابن حجر در كتاب خويش گفته است: «سند روايت طبرى صحيح نيست». اما مؤلّفان به اين حقيقت توجّه نكردهاند و در طول قرنهاى متمادى روايت را نقل كردهاند. ابن تيميّه مىنويسد:
«هنگامى كه دشمنان اسلام، قدرت و نفوذ و سرعت انتشار اسلام را ديدند، فهميدند كه در مقابل آن كارى از پيش نمىبرند و با شمشير نمىتوانند جلو گسترش اسلام رابگيرند؛ از اين رو، به مكر و حيله متوسّل شدند. آنها به تخريب اصول و بنيانهاى اسلام از داخل پرداختند و با گسترش نفاق و دورويى، اختلافات را ايجاد كرده و دامن زدند. كسى كه اين اختلافات و انحرافات و فتنهها را ايجاد كرد، عبداللهبن سبأ و پيروانش بودند».[١]
ممكن است كه دو گرايش مهمّى را كه مربوط به شخصيّت عبدالله بن سبأ است، مورد بررسى قرار دهيم. يكى از اين گرايشها تلاش مىكند كه پديده ايجاد فتنه در امّت اسلامى را ناشى از افكار ابن سبأ بداند! و تمام مشكلهايى را كه در زمان عثمان بن عفّان به وجود آمد، به ابن سبأ نسبت دهد. براى اين عقيده خويش به روايت تاريخ طبرى اعتماد كرده و نقشى اسطورهاى و غيرمعقول براى ابن
[١] - الصارم المسلول: ١/ ٢٤٦.