در مكتب اهل بيت - معاونت امور فرهنگى مجمع جهاني اهل بيت - الصفحة ١٣٧ - انحرافى دوباره
«اى اميرالمؤمنين! به خدا قسم! اگر در ولايت بر شما پيشى گرفتند، در دين از شما سبقت نگرفتند و اگر ديروز شما را كنار گذاشتند، امروز به اين بلا و گرفتاريها مبتلا شدند. تو در ميان ايشان بودى و لياقت و شايستگىات بر كسى مخفى نبود. آنان در تمام امور به تو نيازمند بودند و تو با علم سرشارت، به كسى احتياج نداشتى».
سپس خزيمة بن ثابت انصارى كه «ذوالشهادتين» بود، برخاست و گفت:
«اى اميرالمؤمنين! ما كسى را غير از شما نيافتيم كه بتواند اين امر مهم را بر عهده بگيرد و هيچ راهى جز بازگشت به شما نداشتيم. اگر ما با خودمان صادق باشيم، بايد بگوييم كه مقدّمترين فرد از جهت ايمان و آگاهترين فرد به خدا و نزديكترين فرد به رسول خدا (عليهما السلام) هستى. فضايلى را كه ديگران دارند، تو بهترش را دارى و بسيارى از آنچه را كه تو دارى، ديگران ندارند».
و صعصعة بن صوحان برخاست و گفت:
«اى اميرالمؤمنين! به خدا قسم! خلافت را زينت دادى و خلافت تو را زينت نداد. تو مقام و جايگاه آن را بالا بردى و خلافت، مقام و جايگاهت را بالا نبرد و همانا خلافت به تو محتاجتر است تا اين كه تو به آن محتاج باشى».[١]
انحرافى دوباره
بعد از پايان دوران خلافت عثمان، مردم به شدّت به على (ع) روى آوردند، چنان كه آن حضرت (درباره بيعت مردم با او) مىفرمايد:
«فتداكّوا عليّ تداكّ الإبل الهيم يوم وردها و قد ارسلها راعيها و خُلعت مثانيها، حتى ظننتُ أنهم قاتلي، او بعضهم قاتل بعض لدي ...».
[٢]
[١] - تاريخ يعقوبى: ٢/ ٧٥.
[٢] -- شرح نهج البلاغة: ٤/ ٦.