در مكتب اهل بيت - معاونت امور فرهنگى مجمع جهاني اهل بيت - الصفحة ١٣١ - اصطلاح شيعه از زبان پيامبر(عليهما السلام)
مىكردند. و اگر على (ع) به درخواستهاى ايشان پاسخ مثبت مىداد، مبارزه و جنگ خونينى برپا مىشد، امّا آن حضرت دورانديشتر از آن بود و پايان كارها و خطرهايى را كه متوجّه اسلام بود، پيشبينى مىكرد.
آن حضرت نسبت به نيّتهاى طرفداران خطّ خلافت و اهداف كسانى كه نماينده اكثريّت بودند، كاملًا آگاه بود و علّتهاى طرفدارى عدّهاى را از خطّ خلافت، به وضوح بيان مىكرد؛ چنان كه در روايت جندب بن عبدالله ازدى آمده است:
«وارد مسجدالنبى شدم. ديدم كه مردى روى زانوهايش نشسته وچنان سخن مىگويد كه گويى تمام دنيا مالِ او بوده و از او گرفتهاند. او مىگفت: واى بر قريش! چگونه اهلبيت پيامبرشان را از جانشينى آن حضرت محروم كردند، در حالى كه اوّلين مؤمن و پسرعموى رسول خدا (عليهما السلام) و عالمترين و فقيهترين فرد در دين خدا و بيناترين فرد به راه درست و هدايت كنندهترين فرد به صراط مستقيم در ميان ايشان بود؟! به خدا سوگند! اين امر را از دست كسى كه هادى، مهتدى، طاهر و نقى بود، گرفتند و مقصودشان خيرخواهى براى امّت اسلام نبود بلكه دنيا را به آخرت ترجيح داده و به دنبال دنيا بودند، پس دور باشند از رحمت خدا و به آتش دوزخ گرفتار شوند.