در مكتب اهل بيت - معاونت امور فرهنگى مجمع جهاني اهل بيت - الصفحة ٦٣ - نصوص نبوى در مسأله جانشينى پيامبر(ص)
من مىبويانيد و گاهى غذايى را لقمه لقمه در دهانم مىگذارد. هرگز دروغى در گفتار من و اشتباهى در كردارم نيافت. از همان لحظهاى كه پيامبر (عليهما السلام) را از شير گرفتند، خداوند بزرگترين فرشته خود را مسؤول تربيت پيامبر (عليهما السلام) كرد تا شب و روز، او را به راههاى بزرگوارى و اخلاق نيكو راهنمايى كند و من همواره با پيامبر بودم، چنان شتر بچّه اى كه همواره با مادر است. پيامبر (عليهما السلام) هر روز نشانه تازهاى از اخلاق نيكو را برايم آشكار مىفرمود و به من فرمان مىداد كه به او اقتدا نمايم. پيامبر (عليهما السلام) چند ماه از سال را در غار حرا مىگذراند، تنها من او را مشاهده مىكردم و كسى جز من او را نمىديد در آن روزها، در هيچ خانهاى اسلام راه نيافت، جز خانه رسول خدا (عليهما السلام) كه خديجه در آن بود و من سوّمين آنان بودم. من نور وحى و رسالت را مىديدم و بوى نبوّت را استشمام مىكردم. من هنگامى كه وحى بر پيامبر (عليهما السلام) فرود مىآمد، ناله شيطان را شنيدم، عرض كردم: اى رسول خدا! اين ناله كيست؟ فرمود: ناله شيطان است كه از پرستش خويش مأيوس گرديده است و فرمود: اى على! تو آنچه را من مىشنوم، مىشنوى و آنچه را كه من مىبينم، مىبينى، جز اين كه تو پيامبر نيستى بلكه وزير من بوده و به راه خير مىروى».
نصوص نبوى در مسأله جانشينى پيامبر (ص)
مسأله «جانشينى»، از امورى است كه اختلاف و مناظرات زيادى درباره آن بين فرقههاى اسلامى و به خصوص بين پيروان خلفا و پيروان ائمّه اهل بيت (عليهم السلام) رخ داده است.