در مكتب اهل بيت - معاونت امور فرهنگى مجمع جهاني اهل بيت - الصفحة ٤٩ - فصل دوم مرجعيت دينى
وظيفه دارد كه به عنوان حاكم امّت اسلامى، امور سياسى، اقتصادى و نظامى جامعه اسلامى را اداره كند. در اين صورت در اسلام، دين از سياست جدا نيست و كسى كه جانشين رسول خدا (عليهما السلام) مىشود، بايد كه از همين روش پيامبر (عليهما السلام) پيروى كند. و از آن جا كه امكان ندارد تمام افراد جامعه اسلامى لياقت و شايستگى يكسانى براى عهدهدار شدن خلافت و جانشينى پيامبر (عليهما السلام) را داشته باشند؛ از اين رو، بايد در فرد مورد نظر صفات و ويژگيهاى خاصّى وجود داشته باشد كه او را شايسته برعهده گرفتن اين منصب كند تا بتواند شريعت و دولت اسلامى را از تمام خطرهايى كه آن را تهديد مىكند، حفظ كند.
روشن است كه بعضى از شؤون مربوط به اداره حكومت، قابل اجتهاد، مشورت و مصلحتانديشى است، امّا امور مربوط به مسائل شرعى و دينى هر مصلحتانديشى و اجتهادى را نمىپذيرد و چه بسا كه اجتهاد به رأى به تدريج باعث از بين رفتن اصل دين شود؛ زيرا به تدريج تحريفات و خرافات وارد دين مىشود و بسيارى از احكام به فراموشى سپرده مىشود و لغزشها زياد مىگردد؛ بنابراين، مرجعيّت دينى، شرايط خاصّى دارد كه هر كسى نمىتواند عهدهدار آن شود، از اين جا روشن مىشود كه آيا پيامبر اكرم (عليهما السلام) به مسأله خلافت اهمّيّت مىداد و شرايط آن را بيان مىكرد و شخص، يا اشخاصى را صراحتاً براى تصدّى اين امر معيّن مىكرد، يا اين كه