در مكتب اهل بيت - معاونت امور فرهنگى مجمع جهاني اهل بيت - الصفحة ٣٢ - اجتهاد بعضى از صحابه
١- هنگامى كه پيامبر اكرم (عليهما السلام) به تعقيب قافله تجارتى ابوسفيان پرداخت، ابوسفيان و افراد همراه كاروان، قدرت مقابله با سپاه اندك مسلمانان را نداشتند، براى همين ابوسفيان به سرعت، مشركان مكّه را از حمله سپاه اسلام آگاه كرد. با حركت سپاه قريش و عدم دستيابى به كاروان تجارتى، صحنه عوض شد. بزرگان قريش و از جمله ابوجهل از كسانى بودند كه اصرار به جنگ با مسلمانان داشتند و فرصت پيش آمده را براى نابودى مسلمانان غنيمت مىشمردند، اگر مسلمانان بدون درگيرى باز مىگشتند، به منزله فرار تلّقى مىشد و مشركان را تشجيع مىكرد كه به جنگ با مسلمانان در داخل سرزمينشان بيايند و اين خطر بزرگى داشت.
با وجودى كه صحابه مىدانستند پيامبر (عليهما السلام) رغبت به جنگ با مشركان دارد، امّا با اين حال عدّهاى اين پيشنهاد را نمىپذيرفتند. حتّى بعضى از صحابه گفتند: چرا به ما اطّلاع ندادى تا براى جنگ آماده شويم؟! ما براى شبيخون به كاروان تجارتى، خارج شدهايم!
و در روايتى آمده است كه گفتند:
«اى رسول خدا! به دنبال كاروان تجارتى برويم و دشمن را رها كنيم. رنگ چهره آن حضرت از شنيدن اين سخن تغيير كرد. ابوايّوب مىگويد: در اين مورد نازل شد:
كَمَا أَخْرَجَكَ رَبُّكَ مِن بَيْتِكَ بِالْحَقِّ وَإِنَّ فَرِيقاً مِّنَ الْمُؤْمِنِينَ لَكَارِهُونَ.