در مكتب اهل بيت - معاونت امور فرهنگى مجمع جهاني اهل بيت - الصفحة ١٢٥ - اصطلاح شيعه از زبان پيامبر(عليهما السلام)
«از همان ابتدا كه مشكل خلافت پيش آمد، در ميان بزرگان صحابه، حزبى تشكيل شد كه به روش انتخاب خلفاى سه گانه؛ يعنى ابوبكر، عمر و عثمان معترض بود و آن را قبول نداشت. اينان مىگفتند: در انتخاب خليفه پيامبر (عليهما السلام) درجه خويشاوندى رعايت نشده است. اين حزب ترجيح داد كه به اعتبار معيار خويشاوندى، على ابن ابىطالب (ع) را براى تصدّى خلافت رسول خدا (عليهما السلام) پيشنهاد كند؛ زيرا وى پسر عموى پيامبر (عليهما السلام) و شوهر فاطمه بود، امّا اين حزب، فرصت پيدا نكرد تا صدايش را به همه برساند و آنان را موافق خويش گرداند».[١]
خالد بن سعيد بن عاص كه رسول خدا (عليهما السلام) او را براى مأموريّتى به خارج مدينه فرستاده بود، پس از رحلت آن حضرت به مدينه بازگشت. در اين حال، مردم با ابوبكر بيعت كرده بودند. ابوبكر او را هم به بيعت فراخواند، امّا نپذيرفت.
عمر گفت: «او را به من واگذار تا مجبور شود كه بيعت كند».
ابوبكر جلو عمر را گرفت تا اين كه يك سال گذشت. پس از آن، يك روز ابوبكر از جلو خانه خالد مىگذشت كه خالد جلو درب نشسته بود. خالد او را صدا زد و گفت: «اى ابوبكر! آيا هنوز هم بيعت را مىپذيرى؟».
[١] - العقيده و الشريعه فى الاسلام: ١٨٦؛ فجر الاسلام، احمد امين: ٢٦٦.