در مكتب اهل بيت - معاونت امور فرهنگى مجمع جهاني اهل بيت - الصفحة ١٢٩ - اصطلاح شيعه از زبان پيامبر(عليهما السلام)
عمار گفت: «اى عبدالرحمان! به خدا قسم! خطاى بزرگى كردى! على (ع) از كسانى است كه به حقّ قضاوت مىكند و عدالت را برپامىدارد».
مقداد گفت: «به خدا قسم! نديدم كسى مانند اين اهلبيت (عليهم السلام) بعد از پيامبرشان مورد جفا قرار گرفته باشد! واى بر قريش! هر آينه مردى را كنار گذاشتند كه عادلتر، عالمتر و باتقواتر از او نمىشناسم! به خدا قسم اگر افرادى مرا كمك كنند ...!».
در اين حال عبدالرحمان وسط حرفش پريد و گفت: «از خدا بترس اى مقداد! من مىترسم كه دچار فتنه شوى!».[١]
بعد از آن كه كار به نفع عثمان سروسامان گرفت، فرداى آن روز، مقداد از منزل خارج شد كه عبدالرحمان بن عوف را ديد. جلو رفت و دست او را گرفت و گفت: «اگر از اين كارى كه كردى، رضايت خدا را در نظر داشتى، اميدوارم كه خداوند ثواب دنيا و آخرت را به تو عنايت فرمايد و اگر به دنبال دنيا بودى، اميدوارم كه اموال تو را زياد گرداند».
عبدالرحمان گفت: «گوش كن! خدا تو را رحمت كند! گوش كن!». مقداد گفت: «به خدا قسم! حاضر نيستم سخنان تو را بشنوم و به سرعت دستش را كشيد و از آن جا رفت تا بر على (ع) وارد شد.
[١] - شرح نهج البلاغه: ١/ ١٩٤- ١٩٣.