در مكتب اهل بيت - معاونت امور فرهنگى مجمع جهاني اهل بيت - الصفحة ٦٨ - نصوص نبوى در مسأله جانشينى پيامبر(ص)
اى فرزندان عبدالمطّلب! به خدا قسم! من جوانى در ميان عرب نمىشناسم كه چيزى بهتر از آنچه من براى شما آوردهام، آورده باشد. من خير دنيا و آخرت را براى شما آوردهام و خداوند به من دستور داده است كه شما را به سوى آن دعوت كنم. حال كدام يك از شما مرا در اين كار يارى مىكند تا برادر و وصى و جانشين من در ميان شما باشد؟
همه آن افراد از پذيرش اين درخواست طفره رفتند و من كه از همه كم و سن و سالتر و كم جثّهتر بودم، گفتم: اى رسول خدا! من همكار شما در اين امر خواهم بود. آن حضرت دست بر شانهام گذاشت و فرمود: همانا على (ع) برادر، وصى و جانشين من در شما است، پس سخنان او را بشنويد و از او اطاعت كنيد.
پس از اين سخنان، آنان برخاستند و در حالى كه بعضى مىخنديدند، با تمسخر به ابوطالب گفتند: او به تو دستور داده است كه سخنان فرزندت را بشنوى و از او اطاعت كنى».[١]
[١] - تاريخ طبرى: ٢/ ٣١٩؛ الكامل، ابن اثير: ٢/ ٦٢؛ دلائل النبوه، بيهقى: ١/ ٤٢٨؛ مجمع الزوائد: ٩/ ١١٣. در بعضى از منابع آمده است كه فرمود: كدام يك با من همكارى مى كنيد تا برادرم باشد؛ چنان كه در المنتظم ابن جوزى: جلد ٢، صفحه ٣٧٦ آمده است. و در بعضى از نسخهها آمده است: ... تا برادرم و كذا و كذا باشد؛ چنان كه در البدايه و النهايه ابن كثير، جلد ٣، صفحه ٥٣ آمده و در تفسير ابن كثير، ذيل آيه انذار از سوره شعراء و تفسير طبرى در ذيل همين آيه، حديث به همين صورت مى باشد؛ چنان كه محمّدحسين هيكل نيز در چاپ اوّل كتاب حياة محمّد حديث را به همين صورت نقل كرده است، امّا در چاپهاى بعدى، قسمت آخر حديث را حذف كرده و تنها به برادرى اشاره كرده است!!