در مكتب اهل بيت - معاونت امور فرهنگى مجمع جهاني اهل بيت - الصفحة ١٨٠ - عقايد شيعه اثناعشرى
شمارى سؤال كردم، امّا به مقصود نرسيدم؛ زيرا الفاظ روايت، مختلف است و شكّى نيست كه تخليط در روايت، كار راوياناست».[١]
روشن مىشود كه اضطراب و اختلاف علماى عامّه در تفسير حديث، به الفاظ آن از قبيل: «خليفه» و «امير» و غيره برمىگردد. آنان گمان كردهاند كه مقصود پيامبر (عليهما السلام) خلفاى بنىاميّه و بنىعبّاس و طاغوتهاى ديگر بوده است و نفهميدهاند كه مقصود پيامبر (عليهما السلام) از امارت و خلافت، همان «امامت» مىباشد كه دايره آن بسيار وسيعاست.
در مورد بقيّه عقايد و اصول اماميّه بايد به اين موارد اشاره كرد:
اوّل: توحيد؛ يعنى اين كه خداوند يكتاست و شريكى ندارد و واجبالوجود لذاته مىباشد كه نه زاييده شده و نه مىزايد و از آفات و نقصان، منزّه است و محدود به مكان و زمان نيست و هيچ مثل و مانندى ندارد و از جسميّت و حدوث، منزّه است و چشمها او را در دنيا و آخرت درك نمىكنند و تمام صفات ذاتيّهاش از حيات و قدرت و علم و اراده و غيرآن، عين ذاتش مىباشد.
دوّم: عدل. شيخ مفيد به طور خلاصه درباره اين اصل گفته است:
«همانا خداوند، عادل و كريم است و بندگان را براى عبادت خودش خلق كرده است و آنان را به اطاعت خويش امر كرده و از
[١] - فتح البارى: ١٣/ ١٨١.