در مكتب اهل بيت - معاونت امور فرهنگى مجمع جهاني اهل بيت - الصفحة ١٧٨ - عقايد شيعه اثناعشرى
راشدين كه ابوبكر، عمر، عثمان و على (ع) باشند، سپس عمربن عبدالعزيز از آنان مىباشد و هيچ اختلافى بين ائمّه حديث بنابر هر دو قول از اهل سنّت در تفسير اثناعشر نيست».
سپس بعداز بيان نصوص حديث، اقوال علمايى مثل بيهقى و غيره را نقل مىكند، امّا در هر صورت عدد دوازده درست در نمىآيد؛ چون آنان تلاش مىكنند كه پادشاهان بنىاميّه را به خلفاى راشدين ملحق كنند؛ از اين رو، مجبور مىشوند كه يزيدبن معاويه! و وليدبن يزيد بن عبدالملك! را داخل اين دوازده نفر كنند! در حالى كه ابن كثير در مورد وليد روايت كرده است: «فاسقى كه احاديثى در ذم و لعن وى آورديم». علاوه بر اين، با احتساب پادشاهان بنى اميّه عدد از دوازده تجاوز مىكند، براى همين مجبور مىشوند بعضى را با اين بهانه كه: «مورد قبول همه نبودهاند»، حذف كنند. و در هر حال به نتيجه قطعى نمىرسند.
ابن كثير در آخر مىگويد:
«روايت ابى الجلد، به واقع و صحّت نزديكتر است؛ زيرا ابى الجلد كتابهاى قديمى را مورد بررسى قرارداده و در تورات اين معنا را يافته است: همانا خداوند، بشارتِ اسماعيل را به ابراهيم داد و بشارت داد كه نسل او را رشد و توسعه مىدهد و از ذرّيّهاش دوازده مرد بزرگ برمىگزيند!».
پس از آن، ابن كثير قول استاد خود ابن تيميّه حرّانى را روايت مىكند كه مفاد آن اين است: