انوار هدايت - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٣٠٧ - دانستن بعداز وقت
دانشگاهها سپرى نمودهاند. شايد موردى را سراغ نداشته باشيد كه علم بهصورت رايگان و بدون زحمت بهدست كسى آمده باشد.
بنابراين بشريت با اين راه طولانى كه در پيش دارند خيلى در زندگانى خود بىتوجه هستند؛ خصوصاً مسلمانان افغانستان كه در اين كشور فقير و مخروبه، تا هنوز گامهاى اوليه را هم بر نداشتهاند، در حالىكه كشور منتظر يك تحول اساسى و بزرگ است. اين تحول چگونه بهوجود آيد؟ هيچ تحولى خود به خود به وجود نمىآيد. به نظر من، اين تحول را جوانان اين كشور مىتوانند به وجود آورند و در اين جامعه تغيراتى را ايجاد نمايند. كهنسالانى كه به آخر خط رسيدهاند كارى را نمىتوانند انجام دهند و تمام مشكلات اين كشور بهدوش جوانان است. قشر جوان ما بايد كمر همت را ببندند و با تلاش بىوقفه خودشان اين كشور را از فقر و بىچارگى نجات دهند.
البته اشتباه نشود، اينكه گفتم كهنسالان كارى نمىتوانند، به اين معنى نيست كه آنها هيچ مسئوليتى در قبال كشور و جامعه خود ندارند، بلكه آنها نيز وظيفه دارند كه به قدر توان خودشان تلاش كنند، زحمت بكشند و به رفع مشكلات كشور كمك نمايند؛ منتهى سنگينى و فشار مسئوليتها به دوش جوانان است؛ زيرا كهنسالان با ضعف فيزيكى كه دارند توان كارهاى سنگين را ندارند؛ ولى جوانان از نيروى كافى و بهترى برخورداراند. زحمت و تلاش براى آبادانى كشور و آسايش مردم در واقع عبادت است و بايد همه تلاش كنند؛ منتهى صنف كار فرق مىكند و هركس به حد توان خود بايد سهم بگيرد؛ زيرا خدمت به خلق عبادت خدا است و خوشبخت واقعى كسى است كه در اين عبادت سهمى بيشتر مىگيرد.