انوار هدايت - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٣٤ - در قلب سپاه دشمن
ظاهراً دريكى از جنگها عدهاى از صحابه كه ضعيف الايمان بودند نزد پيغمبراكرم صلى الله عليه وآله وسلم آمدند و اجازه خواستند كه به خانههاى خود برگردند و هركدام مشكلات خود را گفتند و بهانه تراشى كردند. حضرت با بزرگوارى كه داشتند به آنها اجازه دادند. بعد از رفتن آنان آيه مباركه نازل شد. خداوند متعال جل جلاله با لطف مهربانى، آنحضرت صلى الله عليه وآله وسلم را يك نوع سرزنش كرد. مىفرمايد: «عَفَا اللَّهُ عَنْكَ» خدا از تو بگذرد، يا عفو خدا شامل حال تو باشد. «لِمَ أَذِنْتَ لَهُمْ» چرا به آنان اجازه دادى؟ اين جمله قرآن يك نوع سرزنش محترمانه و با محبت در ترك اولويت است. مىفرمايد: بهتر اين بود كه كمى صبر مىكردى و اجازه نمىدادى تا كذب و صدق آنها فهميده مىشد تا آنان به دروغ صحنه را ترك نمىكردند. خداوند متعال جل جلاله مىخواهد با اين سرزنش ملايم و محترمانه رسول خود را ارشاد نمايد.
بههر حال منظورم از اين آيه شريفه اين بود كه مردم عوام فكر نكنند كه كارهاى انبياء سلام الله عليهم اجمعين، همه به واسطه وحى انجام مىشد و تمام حوادثى كه اتفاق مىافتاد آنها از غيب مىدانستند. متأسفانه بعضى از علما نيز كه علم كافى ندارند اين موضوعات را براى مردم اشتباه بيان مىدارند و مردم نيز باور مىكنند.
انبياءعليهم السلام، بهصورت موجبه جزئيه[١] به اصطلاح منطق، فىالجمله[٢] علم به غيب داشتند و خداوند جل جلاله به انبياى بزرگوار و آنهايى كه مورد عنايت شان بودند معارف دينى و كليات مسائل را تعليم نموده و در باره آينده بهطور اجمال چيزهايى را بيان كرده است؛ لذا انبياء عليهم السلام، بعضى چيزهارا مىدانستند؛ اما قضاياى
[١] - مثل اينكه بگوييم بعضى از دانشمندان شاعر مىباشد. يا بعضى از شاعران دانشمند مىباشد.
[٢] - در مواردى كه خداوند جل جلاله خواسته باشد، انبياء عليهم السلام را به غيب خبر مىدهد.