انوار هدايت - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٢٦ - غزوه ذات السلاسل
را كه مركز حكومت اسلامى بود تصرف نمايند. هدف مشركين اين بود كه پيغمبر صلى الله عليه وآله وسلم را شهيد و بقيه مسلمان را نيز قتل عام كنند، تا همه كفار و مشركين از خطر اسلام در امان باشند. البته جنگهاى ديگرى نيز قبلا بين مسلمانان و مشركين صورت گرفته بود كه مسلمين بر آنها پيروز شده بودند و ظاهراً آنهايى كه در سرزمين يابس جمع شده بودند از همان قبايل شكست خورده و عقدهاى بودند كه كينه شديد نسبت به پيغمبربزرگوار اسلام صلى الله عليه وآله وسلم داشتند؛ آنان در واقع با همديگر پيمان بسته بودندكه در مقابل انقلاب اسلامى و انسانى مقاومت كنند و فرهنگ جاهليت را محفوظ نگهدارند؛ بهعبارت ديگر با اشغال شهر مدينه و شهادت وجود نازنين پيغمبراكرم صلى الله عليه وآله وسلم شكستهاى قبلى خود را جبران نمايند.
وقتى اين گزارش براى پيغمبر صلى الله عليه وآله وسلم رسيد، آنحضرت تعداد زيادى از صحابه را جمع نمودند و تصميم گرفتند كه مسلمانان بروند در همان محل (يابس) دشمن را محاصره كنند و پيش از اينكه آنها به مدينه حمله كنند، مسلمانان بايد آنان را غافلگير نمايند؛ زيرا آنحضرت صلى الله عليه وآله وسلم با توجه به تجربياتى كه داشتند، مىدانستند كه حملات دفاعى در مقابل دشمن خيلى مؤثر واقع نمىشود و به همين دليل آنحضرت صلى الله عليه وآله وسلم صحابه را جمع نمودند و يك نفر را بهعنوان فرمانده و سرپرست آنها تعيين فرمودند تا با كفار و مشركين گفتگو نمايند. سپاه اسلام بهسوى يابس كه مشركين در آنجا جمع شده بودند حركت كردند، وقتى در آنجا رسيدند، گفتگوهايى ميان طرفين صورت گرفت؛ ولى اين گفتگوها نتيجهى در پى نداشت و كفار همچنان به جنگ اصرار مىكردند.
مسلمانان وقتى ديدند كه مشركين حاضر به مصالحه نيستند بهسوى مدينه باز گشتند و موضوع را به اطلاع پيغمبراكرم صلى الله عليه وآله وسلم رسانيدند. آنحضرت صلى الله عليه وآله وسلم بار ديگر لشكرى را آماده و تجهيز نمودند و حضرت على عليه السلام را نزد خود طلبيدند و به ايشان