در پرتو وحى - موسوى اردبيلى، سيد عبدالكريم - الصفحة ٩٤ - سابقه تفسير
و همچنين رواياتى كه قرآن را داراى بطنهاى مختلف مىداند[١]، همه بيانگر آن است كه در هر زمانى با توجه به پيشرفتهاى علوم و دانش بشرى و اسرارى كه از هستى و انسان براى او كشف شده است، مىتوان به تحقيقى نو درباره قرآن دست يازيد.
بنابراين بر همه دانشمندان اسلامى است كه در هر عصر و زمانى، براى كشف حقايق بيشترى از قرآن مجيد، به تلاش و كوشش ادامه دهند؛ از سخنان پيشينيان بهره گيرند، اما به آنها قناعت نكنند.
علم تفسير از جمله علومى است كه از بدو تولد اسلام بوجود آمد و قدمت آن بيشتر از علم فقه، اصول، كلام و ديگر علوم اسلامى است. به عبارت ديگر، علم تفسير در زمان حيات پيامبر اسلام پديد آمد و صحابه ايشان در مواردى كه ابهامى در آيات مشاهده مىكردند تفسير آن را از رسولالله (ص) مىپرسيدند و در پرتو همين گفت و شنود مفسرين بزرگى چون ابن عباس، عبد الله بن عمر و ابى بن كعب رشد يافتند. ابن عباس سرآمد مفسرين عصر خود بود، زيرا علاوه بر حشر و نشر با رسول اكرم (ص)، از شاگردان حضرت على (ع) نيز بود و به همين خاطر آراء و نكات تفسيرىاش قابل توجه و در خور دقت مىباشد.
البته مسلمين اولين بنيانگذاران علم تفسير نمىباشند، بلكه قبل از
[١]. حلى، بصائر الدرجات، ص ١٩٦.