در پرتو وحى - موسوى اردبيلى، سيد عبدالكريم - الصفحة ٢٩٤ - ٣ پيآمدهاى آفرينش انسان
و نامرئى بوده) يا نزد آنها مجسم شده و با آدم و حوا رو در رو صحبت كرده و سوگند ياد كرده و آنها را گمراه ساخته است؟[١]
[١]. در اين كه شيطان چگونه به بهشت راه يافته و آدم را وسوسه كرده است، اختلاف است. فخر رازى در اين باره چند وجه ذكر كرده است: ١. از ابن عباس روايت شده است- و كسانى هم قائل به اين گفتار شدهاند- كه وقتى ابليس خواست وارد بهشت شود، نگهبان او را منع نمود، و نهايتاً مارى آمد و او را بلعيد و به داخل بهشت برد و بعد هم مار مورد لعن و نفرين واقع شد و به حالت امروزى درآمد. ٢. آدم و حوا به درب بهشت مىآمدند و شيطان نيز نزديك درب بوده و آنها را وسوسه مىكرد. ٣. شيطان از بيرون بهشت آنها را وسوسه مىكرد و ... ٤. شيطان خود به صورت يك حيوان شده و داخل بهشت گرديد.] تفسير الكبير، ج ٣، ص ١٥[.
شيخ نظر به قول دوم دارد.] شيخ طوسى، التبيان، ج ٧، ص ٢١٩[.
علامه ميرزا حبيب الله خويى در شرح نهج البلاغه بعد از بيان چهار قول مىگويند:« الأظهر هو القول الأوّل».] خوئى، منهاج البراعة فى شرح نهج البلاغه: ج ٢، ص ٩٢[.
طبرى بعد از ذكر اقوال در كيفيت ورود شيطان به بهشت مىنويسد: آنچه كه به نظر من حق و موافق با قرآن است و خداوند خود بدان خبر داده اين است كه: شيطان خود بنفسه با آدم و حوا صحبت مىكرده است؛« الدليل الواضح على أنّه قد باشر حظّاً بهما بنفسه، إمّا ظاهراً بأعينهما و إمّا مستجنّاً فى غيره ...». دليل واضح را همان: وَقَاسَمَهُمَا إِنِّى لَكُمَا لَمِنَ النَّاصِحِينَ مىداند.] طبرى، جامع البيان، ج ١، ص ٢٣٨[.
در تفسير البرهان قضيه رفتن شيطان در دهان مار و بعد داخل شدن به بهشت به طور مفصل در روايتى از امام صادق( ع) بدون ذكر سلسله رواة و مرجع حديث مطرح شده است.] بحرانى، تفسير البرهان، ج ٢، ص ٢٣٢- ٢٣٨[. احتمالا سند حديث از تحفة الاخوان و روايت به نقل از ابوبصير باشد.] بحرانى، البرهان، ج ٢، ص ٣٢٩[.
علامه اين بحث را از جهاتى مورد نظر قرار داده است، اما چگونگى راه يافتن شيطان به بهشت و دسترسى او به آدم و حوا را مطرح نكرده و مىفرمايد: روايات صحيحه و معتبره دراين مورد بيانى ندارند و اين كه در بعضى اخبار آمده كه مار و يا طاووس او را كمك كردند، معتبر نبوده و آن روايت را مجعول و ساختگى دانسته و اين قصه را به تورات نسبت مىدهند.] طباطبائى، الميزان، ج ١، ص ١٤٠[.
وى در جاى ديگر نيز به اين بحث اشاره كرده و مباحث مفيد و سودمندى را بيان كرده است، ولى اين كه كيفيت ورود شيطان به بهشت چگونه بوده است را بيان نكرده است، گرچه اين را متذكر شدهاند كه با عنايت به اين كه بهشت آدم، بهشت جاويدان نبوده بلكه بهشت برزخى بوده خيلى از اشكالاتى كه به ذهن خطور مىكند رفع مىشود؛ چرا كه در بهشت جاويدان است كه كسى جز اولياء الهى وارد نميشود نه اين بهشت برزخى ...] همان، ج ٨، ص ٣٦- ٤٠[.
ملاصدرا در اين باره فقط به نقل اقوال پرداختهاند و در مقام رد يا اثبات آن سخنى نگفتهاند. اما مطلب جديد و جالبى را اضافه كردهاند كه آيا شيطان مستقيماً با آدم و حوا صحبت مىكرده يا با واسطه بعضى اتباع و يارانش؟ ايشان از ظاهر آياتى مانند: وَقَاسَمَهُمَا إِنِّى لَكُمَا لَمِنَ النَّاصِحِينَ] سوره اعراف( ٧): آيه ٢١[ و فَدَلَّاهُمَا بِغُرُورٍ] سوره اعراف( ٧): آيه ٢٢[، خطاب مستقيم را نظر دادهاند. و دليل بر قول واسطه را نيز چنين گفتهاند: از آنجايى كه آدم وحوا شيطان را مىشناختهاند و عداوت و حسادت او را آگاه بودهاند، پس عادتاً بعيد است حرف او را قبول كنند و از او حرف شنوى داشته باشند، بنابراين بايد گفت: وسوسه شيطان با واسطه بوده است.] تفسيرالقرآن الكريم، ج ٣، ص ١٠٩- ١٠٨[.