در پرتو وحى - موسوى اردبيلى، سيد عبدالكريم - الصفحة ٢٦٩ - ٢ آفرينش انسان
نحوى ديگر؟[١]
٤. آيا سجده كردن براى غير خدا جايز است يا در همان مورد جايز بوده و ديگر جايز نيست؟[٢]
[١]. محيى الدين عربى مىگويد: سجده براى خدا بوده است. وى اضافه مىكند هر چند ممكن است سجده بر آدم از باب تحيت و تكريم او باشد مانند سجده برادران يوسف كه از باب تحيت و تكريم به يوسف سجده كردند. سپس مىگويد:« والأوّل أوجه»] ابن عربى، ايجاز البيان، ج ١، ص ١١٦ و ١١٧[.
در« رحمة من الرحمن» آمده است: اين سجده سجده شكر بوده است نه سجده عبادت، به شكرانه اين كه چيزهايى را ياد گرفتند و امر به سجده از طرف خدا بوده است و ملائكه امر خدا را اطاعت مىكردند اما سجده براى آدم بود كه معلمشان بوده و مطالبى را به آنان آموخته است] ابن عربى، رحمة من الرحمن، ج ١، ص ١١٥[.
در منشور جاويد آمده است: سجده بر آدم بود و قول خداوند كه فرمود:( اسجدوا لآدم) بر آن دلالت مىكند. اين كه« لام» پس از لفظ سجده آمده دليل است بر اين كه مدخول« لام» مسجود بوده است، اما اين سجده اولا به فرمان خدا بوده است. ثانياً تكريم و تعظيم و احترام به آدم بوده، چنان كه درباره حضرت يوسف مىفرمايد: و خرّوا له سجّداً پس سجده ملائكه بر آدم سجده عبادى نبود بلكه تعظيمى بوده است هر چند در شرع مقدس اسلام سجده براى غير خدا به هر عنوان حرام است] سبحانى، منشور جاويد، ج ١١، ص ٥٧ و ٥٩[.
[٢]. علامه طباطبايى مىفرمايد: سجده فرشتگان در واقع تحيت و تكريم و تعظيم آدم بود و از آن جهت كه اطاعت فرمان خدا بوده است خضوع و خشوع در مقابل پروردگار به حساب مىآيد. از آنجايى كه سجده عبادت ذاتى به حساب نمىآيد هر چند نسبت به اعمال عبادى ديگر ظهور روشن و بارزى در حقيقت عبادت دارد، و تغيير و اختلاف در آن دليل بر ذاتى نبودن آن است كه گاهى سجده نه فقط براى تعظيم نيست بلكه براى استهزاء و تمسخر از كسى سر مىزند. بنابراين سجده اختصاص به خداوند ندارد مگر منع عقلى يا شرعى نسبت به سجده براى غيرخدا داشته باشيم كه در اسلام هم آن منع هست. پس سجده براى غيرخدا هر چند مفيد مقام الوهيت آن نباشد در اسلام اشكال داشته و جايز نيست] الميزان، ج ١، ص ١٢٣ و ١٢٤[. وى همچنين مىفرمايد: البته آدم( ع) در اين مقام مسجود بودن براى ملائكه به عنوان نماينده و نمونهاى از تمام انسانها بوده وگرنه سجده فقط براى آدم نبوده است. وى اين گونه استدلال مىكند:« ولو لا أنّ الجميع مسجودون بنوعيتهم للملائكه لم يستقم له أن ينتقم منهم هذه النقمة ابتدائاً و هو ظاهر»] الميزان، ج ١، ص ١٣٢ و ج ٨، ص ٢٠[.
در تفسير« البرهان» به استناد حديث ابن عباس از پيامبر كه مىفرمايد: بعد از اين كه خداوند اصحاب كسا را به آدم معرفى فرمود آدم سجده شكر به جا آورد. در عوض خداوند هم ملائكه را مأمور سجده به آدم نمود] بحرانى، البرهان، ج ١، ص ٨٩[.
صاحب التبيان مىگويد: گروهى گفتهاند: سجده ملائكه همان اكرام و تعظيم مقام آدم بود و گروهى گفتهاند: خداوند آدم را قبلهگاه ملائكه قرار داده و سپس آنها را امر به سجده كردن به قبلهگاهشان نمود. شيخ نظر اول را پذيرفته است و به آياتى از قبيل خرّوا له سجّداً استناد فرموده است. به علاوه اين نظر را مطابق با روايات و اخبار مىداند و آن را به قتاده و گروهى از دانشمندان نسبت مىدهد و نظر دوم را از لحاظ اين كه تعظيم و تكريم مقام آدم را به طور مطلوب نميفهماند، رد مىكند، ضمن اين كه امتناع و اباى ابليس از سجده كردن بر آدم را همان تعظيم و تكريم مقام آدم بر ملائكه مىداند] ج ١، ص ١٥٠ و ج ٤، ص ٣٥٦[. وى از آنجايى كه سجده را عبادت مىداند معتقد است سجده براى غيرخدا جايز نيست و مخلوقات الهى هيچ وقت استحقاق سجده ندارند، چرا كه مستحق عبادت نخواهند بود] شيخ طوسى، التبيان، ج ٧، ص ٢١٤[.
ابن ميثم بحرانى به استناد كلام اميرالمؤمنين( ع) در خطبه اول مىفرمايد:« ... فى إلاذعان بسجود له و الخشوع لتكرمته»] ابن ابى الحديد، شرح نهج البلاغه، ج ١، ص ١٧٣[.
ملا صدرا ابتدائاً سجده را از ديدگاه لغوى و شرعى تعريف مىكند كه در لغت عبارت است از تذلل و تسليم و سرافكندگى و از نظر شرع هم عبارت است از قرار دادن پيشانى بر روى زمين به عنوان عبادت. اما اين سجده فرشتگان بر آدم چگونه بوده است؟ از دو لحاظ جواب مىدهد: از جهت لغوى، سجده فرشتگان همان تواضع براى آدم بود براى تحيت وتعظيم مقام او، چنان كه برادران يوسف در مقابل او انجام دادند. از جهت شرعى سه احتمال دارد: ١- مسجود له خداوند بوده و آدم به منزله قبلهگاه آنان بوده است مانند كعبه. اين كه آدم قبلهگاه شده به علت رفعت مقام او مىباشد. ٢- آدم سبب و علت وجوب سجده بود چرا كه نشانه عظمت و قدرت الهى بود. ٣- مسجود، همان آدم بود ولى نه از لحاظ مقام نفسانى او، بلكه از اين جهت كه به مقام قرب الهى و فناى فى الله رسيده بود و اين روح آدمى مانند آينهاى بود كه ذات بارى تعالى از آن پيدا بود پس در واقع سجده از آن خدا بوده است نه براى آدم. وى مىگويد: اين قول كه سجده براى آدم از باب تحيت و تعظيم او بود كما اين كه ملائكه بر آدم سلام دادند، منافاتى با جايز نبودن عبادت غيرخدا، ندارد زيرا كه: الف- ممكن است بعضى اوقات عادت در تواضع و تعظيم ديگران افتادن بر زمين بوده است. ب- به علاوه اين كه ملائكه اگر بر آدم هم سجده كرده باشند در واقع عبادت الهى را انجام دادند چرا كه اين امر به دستور خداوند متعال بوده است] تفسير القرآن الكريم، ج ٣، ص ٩[.
مرحوم خويى اين بحث را مفصل بيان كرده و خود قايل به اين قول شده است كه سجده ملائكه از باب تكريم و تعظيم مقام آدم بوده است، ولى اين كه گفتند آدم قبله گاه بود و سجده در واقع براى خداوند بوده است، صحيح نيست. چون در اصطلاح ادبى مىگويند:« صلّيتُ إلى القبلة» نه اين كه« صلّيت للقبلة» و اگر آدم قبله گاه بود بايد در قرآن مىفرمود:« اسجدوا إلى آدم». در حالى كه فرمود:« اسجدوا لآدم». به علاوه اين كه شيطان از سجده بر آدم خوددارى كرد از لحاظ علو و عظمت مقام بود كه حسادت ورزيد نه فقط از جنبه قبله گاه بودن آدم، چرا كه شيطان گفت:« أنا خير منه». ايشان بعد از بيان اين دو اشكال، چنين جواب مىدهند:« صلّيت للقبله» نيز صحيح است و به علاوه ممكن است اباى شيطان از سجده بر آدم فقط به علت تعظيم و تكريم او نبوده بلكه امور ديگرى نيز نقش داشته است. و ممكن است سجده به معناى انقياد و خضوع باشد.] خوئى، منهاج البراعة فى شرح نهج البلاغة، ج ٢، ص ٧٤ و ٧٦[.
ابن كثير منظور از سجده را اكرام و تعظيم انسان مىداند] ابن كثير، قصص الانبياء، ج ١، ص ٣٨[.
سيد نعمت الله جزايرى سه قول نقل كرده و در ضمن تصريح مىكند كه سجده فرشتگان به هر صورت سجده بر آدم بوده است اما نه سجده عبادتى. چرا كه در اين صورت مستلزم شرك مىشود؛ بنابراين سجده فرشتگان چون به امر خداوند بوده است در واقع عبادت و اطاعت خدا مىباشد] جزائرى، النور المبين فى قصص الانبياء و المرسلين، ص ٣١ و ٤٠[.
علامه مجلسى اين روايات را نقل كرده است: ١- امام حسن عسكرى( ع) مىفرمايد: سجده بر خدا بوده است و آدم قبله گاه. ٢- امام صادق( ع) مىفرمايد: چون اطاعت از امر خدا بود پس در واقع سجده براى خدا بود نه براى آدم. ٣- آن حضرت مىفرمايد: سجده ملائكه تعظيم و تكريم آدم بود نه عبادت او. ٤- امام هادى( ع) مىفرمايد: سجده آنها اطاعت از امر خدا و به جهت محبتى بود كه از آدم در دل آنان بوده است. ٥- امام موسى بن جعفر( ع) مىفرمايد: سجده آنها براى اعتراف و فضيلت آدم بوده است. ٦- پيامبر اكرم( ص) فرمودهاند: سجده فرشتگان عبادت براى خدا و اكرام آدم بوده و كرامت آدم نيز از اين لحاظ كه ما در صلب او قرار داشتيم] بحارالأنوار، ج ١١، ص ١٣٩[.
فخر رازى سجده بر غير خدا را شديداً رد نموده و سجده فرشتهها را سجده عبادتى نميداند، اما اين كه سجده ملائكه چه بوده است چند نظر بيان مىكند: ١- سجده فرشتگان براى خدا بود و آدم قبلهگاه. ٢- سجده آنها بر آدم بود امّا نه از جهت عبادت بلكه به خاطر تعظيم و تكريم مقام آدم( ع) و اين امر در قبل از اسلام وجود داشته كه موقع سلام و احترام براى هم سجده مىكردهاند] تفسيير الكبير، ج ٢، ص ٢١٢[ و نيز رجوع كنيد به:] تفسير الكبير، ج ١٤، ص ٣٠ و قرطبى، الجامع لأحكام القرآن، ج ١، ص ٢٠٠ و ٣.] ٢٠١. اصلًا منظور از سجده آن سجده متعارف كه گذاشتن پيشانى بر زمين باشد نيست، بلكه منظور همان معناى لغوى است كه تذلل وانقياد است] قرطبى، الجامع لأحكام القرآن، ج ١، ص ٢٠١[.
قرطبى سجده بر غيرخدا را تا زمان پيامبر جايز مىداند و به مواردى از عمل صحابه استناد مىكند و مىگويد: پيامبر به جاى سجده براى يكديگر امر به مصافحه كردن نمودند] الجامع لأحكام القرآن، ج ١، ص ٢٠١ و ٢٠٢[.
آلوسى به استناد( فقعوا له ساجدين) كلمه وقوع به معنى« سقوط» را دليل گرفته است بر اين كه سجده مجرد انحنا و اشاره نبوده بلكه همان معناى متعارف مقصود است و مقصود از سجده بر آدم يا همان تعظيم و تكريم مقام آدم بوده است يا سجده بر خدا بوده و آدم قبلهگاه آنان بوده است] روح المعانى، ج ١٤، ص ٤٥[.
ابن ابى الحديد معتقد است: آدم قبلهگاه بود و خداوند تعال مسجود. اگرچه وى سجده بر آدم به وجه تعظيم و تكريم را نيز به عنوان احتمال ذكر مىكند و سجده عبادتى را براى غير خدا جايز نميداند، ولى به عنوان تكريم براى غيرخدا عيبى ندارد، چنانكه برادران يوسف براى تعظيم و تكريم او به سجده افتادند] ابن ابى الحديد، شرح نهج البلاغه، ج ١، ص ١٠٠[.
طبرى مىنويسد:« كان سجود الملائكه لآدم تكرمةً لآدم و طاعة لله لا عبادة لآدم»] ج ١، ص ٢٢٨ و ٢٢٩[.
ميبدى مىنويسد:« الأصحّ و الأ قرب إلى الصواب كانت الطاعة لله و السجود لآدم»] كشف الاسرار، ج ١، ص ١٤٤[.