در پرتو وحى - موسوى اردبيلى، سيد عبدالكريم - الصفحة ١٥ - پيشگفتار
به همين سبك تمام قرآن تفسير شود اما سكته و عوارض ناشى از آن و مراجعات بسيار زياد فقهى اين فرصت را از ايشان گرفت. اما از آنجا كه همواره علاقه به تفسير قرآن در وجود ايشان وجود داشت از اين پس تصميم گرفتند به حل معضلات قرآن و يا مباحثى كه مورد ابتلاء بيشتر جامعه است، بپردازند. لذا بحث خلقت آدم را شروع كردند كه در شماره ٩ مجله نامه مفيد به چاپ رسيد. و سپس در ماه رمضان سالهاى متمادى به بحث پيرامون مباحثى كه مورد نياز بود پرداختند. سال ١٣٨٣ به مباحث خانواده در قرآن پرداختند و آيات اول تا بيست و چهارم سوره نساء را تفسير كردند. در سال ١٣٨٤ به تفسير سوره حمد و آيات اول سوره بقره پرداختند و در سال ١٣٨٦ سوره الرحمن را تفسير نمودند.
روش تفسير اين گونه بوده است كه ابتدا، زمان نزول سوره و نام سوره و تعداد آيات آن مورد توجه قرار ميگرفت سپس بر اساس بينش خاصى كه برخى از مفسران دارند و هر سوره را داراى اهداف خاصى ميدانند، به اهداف سوره ميپردازند و سپس آيات سوره مطرح و شرح لغات و تفسير آن مورد توجه قرار گرفته است.
در بحث نزول پس از طرح نظريه نزول دفعى و تدريجى و بررسى دلايل موافق و مخالف، آيات مورد بحث را آورده و اين نظريه را با اين توجيه ميپذيرند: «قرآن هم نامى است براى مفاهيم در تركيب الفاظ، و هم براى معانى مجرده، و هر دو نيز در قرآن آمده است، و هيچ بعيد نيست كه قرآن به هر دو شكل، بر پيغمبر نازل شده باشد؛ گاهى به