در پرتو وحى - موسوى اردبيلى، سيد عبدالكريم - الصفحة ١٣٥ - اقسام زبان
را در رتبه اول فصاحت دانستهاند. هم چنين آيه: إِنَّ نَاشِئَةَ اللَّيْلِ هِيَ أَشَدُّ وَطْءًا وَأَقْوَمُ قِيلًا[١]، را در عالىترين درجه فصاحت شمردهاند. همينگونه است آيات: غُلَّتْ أَيْدِيهِمْ وَلُعِنُواْ بِمَا قَالُواْ بَلْ يَدَاهُ مَبْسُوطَتَانِ[٢] و أَوْ كَصَيِّبٍ مِّنَ السَّمَاء فِيهِ ظُلُمَاتٌ وَرَعْدٌ وَبَرْقٌ.[٣]
اعجاز بيانى آيات بىشمار ديگر، در تفاسيرى كه به اين جهت قرآن متعرض شدهاند، تذكر داده شده است.
همچنين در پارهاى از معانى غيبى با اين زبان سخن گفته شده و كلمات بلند در ظرف اين زبان ريخته شده است. در آيات مانند: وَجَاء رَبُّكَ وَالْمَلَكُ صَفًّا صَفًّا؛ يَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ؛ غُلَّتْ أَيْدِيهِمْ وَلُعِنُواْ بِمَا قَالُواْ بَلْ يَدَاهُ مَبْسُوطَتَانِ؛ الرَّحْمَنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوَى و ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ با توجه به جهات ادبى از راه مجاز در حذف يا مجاز در اسناد يا مجاز در كلمه، مطلب قابل حل و فهم است.
البته بايد توجه داشت كه در قرآن از همه اسلوبهاى زبان ادبى استفاده نشده است، مثلًا از پرداختن به تخيل كاملًا احتراز شده است، مگر جهت زيبايى كلام. در شعر زير شاعر از تخيل استفاده كرده است:
[١]. سوره مزمل، آيه ٦.
[٢]. سوره مائده، آيه ٦٤.
[٣]. سوره بقره، آيه ١٩.