در پرتو وحى - موسوى اردبيلى، سيد عبدالكريم - الصفحة ٥٤ - كاربرد وحى در قرآن
وحى
وحى در لغت داراى معانى زير مىباشد: اشاره، كتابت، نوشته، رساله، پيام، سخن پوشيده، اعلام در خفا و هر چه كه به ديگرى به دور از توجه ديگران القاء و تفهيم شود.[١] اين واژه در اصطلاح، امر خارق العاده و از قبيل ادراكات باطنيه و شعورى است كه از حواس ظاهرى پوشيده است.[٢]
كاربرد وحى در قرآن
واژه وحى و مشتقات آن در قرآن كريم هفتاد و هشت بار استعمال شده است كه بيشتر در مورد قرآن كريم مىباشد:
١) تقدير و تدبير عالم هستى؛
وَأَوْحَى فِي كُلِّ سَمَاء أَمْرَهَا؛[٣] و در هر آسمانى كار [مربوط به] آن را وحى فرمود.
٢) تدبير غريزه در حيوان.
خداوند متعال راجع به زنبور عسل مىفرمايد: وَأَوْحَى رَبُّكَ إِلَى النَّحْلِ أَنِ اتَّخِذِي مِنَ الْجِبَالِ بُيُوتًا؛[٤] و پروردگار تو به زنبور عسل وحى كرد كه از كوهها و ... خانههايى براى خود درست كند. زنبور عسل به صورت غريزى و با معمارى و هندسه خاص خود لانه و خانه خود را
[١]. راغب اصفهانى، مفردات، ص ٥١٥؛ ابن منظور، لسان العرب، ذيل ماده« وحى».
[٢]. طباطبايى، الميزان، ج ٢، ص ١٥٤.
[٣]. سوره فصلت، آيه ١٢.
[٤]. سوره نحل، آيه ٦٨.