در پرتو وحى - موسوى اردبيلى، سيد عبدالكريم - الصفحة ٣٧٢ - ١ - مالكيت منابع طبيعى
جوهرش معلوم بوده و كارى كه بايد در آن انجام شود فقط استخراج است نه تغيير شكل دادن آن؛ مثل نمك، گوگرد، سنگهاى آسياب و غيره. معادن باطنى آنهايى است كه غير از حفارى و استخراج براى به دست آوردن ماده مطلوب بايد مواد حاصله را نيز تغيير شكل داد؛ مانند معادن طلا، نقره، آهن، مس و سرب.[١]
اين گفتار هر چند با ظاهر تعابير فقهاء، در تعريف ظاهرى و باطنى نمىسازد ولى مثالهايى كه زدهاند با اين تفسير خوب قابل انطباق است.
براى ظاهرى، نمك، نفت، قير، گوگرد، سرمه و سنگ معدنى مثال زدهاند و براى باطنى طلا، نقره، مس، سرب و قلع را.
مرحوم آقا جمال خوانسارى در حاشيه شرح لمعه در اين باره نسبتاً مفصل سخن گفته است كه خلاصه مطلب او چنين است:
«كارى كه در روى مواد معدنى انجام مىشود تا قابل استفاده و مصرف شود، دو قسم است: ١. استكشاف و استخراج ٢. پالايش و تصفيه؛ زيرا مادهاى كه با استخراج به دست مىآيد گاهى اجزاى خارجى ندارد نه به نحو تركيب و نه به نحو تخليط؛ مانند سنگهاى مرمر يا سنگهاى معدنى ديگر و نفت و گچ و شن و غيره؛ و گاهى اجزاى خارجى دارد يا به شكل اختلاط مانند طلا كه با خاك و غيره مخلوط است يا به نحو تركيب مانند شيشه، آهن و اكثر فلزات».[٢]
[١]. علامه حلى، تذكرة الفقهاء، چاپ قديم، كتاب احياء الموات، المطلب الثانى، ج ٢، ص ٤٠٣.
[٢]. شهيد ثانى، الروضة البهية، كتاب احياى موات،( ٢ جلدى) ج ٢، ص ٢٥٩.