در پرتو وحى - موسوى اردبيلى، سيد عبدالكريم - الصفحة ٣٣٦ - اهداف و اصول اقتصاد اسلامى
الْمِسْكِينِ[١]؛ آيا ديدى آن كه دين را باور نداشت؟ پس او همان است كه يتيم را به حال خود رها مىكند و براى اطعام بيچارگان تشويق و ترغيب نمىنمايد.
دسته سوم: آياتى را در بر مىگيرد كه به منع ثروتاندوزى و مبارزه با انباشت ثروت (به طور راكد) توجه دارد. از اين آيات مىشود اشاره كرد به: أَلْهَاكُمُ التَّكَاثُرُ[٢]، كه درصدد اعلام نوعى هشدار به هر نوع ثروتاندوزى و تكاثرطلبى است و همين طور به سلسله آيات: وَيْلٌ لِّكُلِّ هُمَزَةٍ لُّمَزَةٍ* الَّذِي جَمَعَ مَالًا وَعَدَّدَهُ* يَحْسَبُ أَنَّ مَالَهُ أَخْلَدَهُ[٣]؛ «واى بر هر عيبجوى هرزه زبان، آن كسى كه اموال را گردآورده همواره بر شمارش آن سرگرم بوده، گمان مىبرد كه اين مال است كه او را جاودان گرداند».
دسته چهارم: آياتى كه به منع استثمار و بهرهكشى اشاره مىكند. مفاد بعضى از اين آيات، كمفروشى و نوعى دزدى در معاملات و ضايع نمودن اموال مردم را مورد نهى قرار مىدهد كه به نظر ما اين قبيل كارها به نحوى از مصاديق استثمار مىباشد.
مثلًا آيه شريفه: وَزِنُوا بِالْقِسْطَاسِ الْمُسْتَقِيمِ* وَلَا تَبْخَسُوا النَّاسَ أَشْيَاءهُمْ وَلَا تَعْثَوْا فِي الْأَرْضِ مُفْسِدِينَ[٤]؛ اى مردم! آنچه مىفروشيد با
[١]. سوره ماعون، آيه ١- ٣.
[٢]. سوره تكاثر، آيه ١.
[٣]. سوره همزه، آيه ١- ٣.
[٤]. سوره شعراء، آيه ١٨٢- ١٨٣.