در پرتو وحى - موسوى اردبيلى، سيد عبدالكريم - الصفحة ٣٠٦ - چند راه حل و تفسير آيات
آن را در اين جا ذكر مىكنيم، ولى توضيح و بيان آن محتاج مقدمهاى است كه پيش از ورود به اصل مطلب، به آن مىپردازيم:
وحى كه طريق اتصال انبياء به جهان ربوبيت است، اشكال و طرق گوناگونى دارد؛ گاهى خداوند با پيامبر خويش بدون واسطه سخن مىگويد، مثل سخن گفتن خداوند با پيامبر در شب معراج كه مطالبى را به ايشان وحى فرمود و پيامبر پس از معراج، آنها را نقل نموده و در كتب احاديث و غيره، آورده شده است، و نيز وحى خداوند به حضرت موسى كه در قرآن به صورت وَ كَلَّمَ اللهُ مُوسى تَكْلِيماً[١]، بيان شده است، بدين صورت بوده است.
در برخى موارد، وحى به صورت ايجاد صوت در درخت، هوا يا اشياء ديگر مىباشد، مانند سخن گفتن درخت با حضرت موسى در كوه طور كه به حضرت موسى گفت:
إِنِّي أَنَا رَبُّكَ فَاخْلَعْ نَعْلَيْكَ إِنَّكَ بِالْوَادِ الْمُقَدَّسِ طُوًى[٢]؛ اين منم پروردگار تو، پاى پوش خويش بيرون آور كه تو در وادى مقدس «طوى» هستى.
در مواردى نيز، وحى توسط ملك وحى (جبرئيل) به پيامبر مىرسد. از آيات و روايات معلوم مىشود كه در بيشتر موارد، وحى
[١]. سوره نساء، آيه ١٦٤.
[٢]. سوره طه، آيه ١٢.