در پرتو وحى - موسوى اردبيلى، سيد عبدالكريم - الصفحة ٢٥٦ - ١ طراحى خلقت انسان
١٠. منظور از خليفه چيست؟ منظور جانشين خداوند در روى زمين است يا جانشين گذشتگان؟ فقط آدم از اين مقام برخوردار بود يا كل بشر نيز حايز اين مقام بوده و هستند؟[١]
[١]. علامه طباطبايى در تفسير الميزان بيان داشته كه از تعبيرات آيه استفاده مىشود خلافتى كه از آن گفتگو شده خلافت و جانشينى خداوند است نه يك موجود زمينى كه قبل از انسان بر زمين مىزيسته و بعداً منقرض شده است. اين خلافت محدود به آدم( ع) نبوده بلكه ابناى او نيز در اين منصب شريك و دخيل هستند] ج ١، ص ١١٥ و ١١٦[. همچنين ايشان در جاى ديگر] جلد ٨، صفحه ٢١[ خطاب خداوند متعال را به آدم به عنوان نيابت و نمونه بنى آدم مىداند. چنانكه در سوره اعراف اين خطاب عموميت دارد و مىفرمايد: يا بَنِى آدَمَ إِمَّا يأْتِينَّكُمْ رُسُلٌ مِّنكُمْ] سوره اعراف( ٧): آيه ٣٥[.
مرحوم صدرالمتألهين مصداق خليفه را در آيه شريفه: إِنِّى جَاعِلٌ فِى الأَرْضِ خَلِيفَةً حضرت آدم مىداند، اما خليفه خدا در كل عالم« آسمانها و زمين» را حضرت محمد( ص) مىداند] تفسير القرآن الكريم، ج ٢، ص ٣٠١[.
گروهى او را خليفه ملائكه مىدانند، چرا كه ملائكه ساكن زمين بودهاند. ابن عباس او را خليفه جن مىداند، چرا كه قبلا جن در زمين بود و فساد كرد و خونريزى نمود و هلاك شد و انسان به جاى او خلق شد؛ حسن بصرى انسان را خليفه گروهى از گروه ديگر مىداند كه نسل بعد خليفه نسل قبل است؛ ابن مسعود او را خليفه خدا مىداند كه آدم و فرزندانش در بين خلق خدا خلافت دارد] ابوالفتوح رازى، روض الجنان، ج ١، ص ١٢٧؛ شيخ طوسى، التبيان، ج ١، ص ١٣١؛ طبرسى، مجمع البيان، ج ١، ص ١٧٤؛ قول اول و سوم، جرجانى، تفسير گازر، ج ١، ص ٦٢[.
ابوالفتوح ضمن شمارش اقوال فوق مىنويسد: آيه: إِنِّى جَاعِلٌ فِى الأَرْضِ خَلِيفَةً دليل است بر اين كه خلافت به خداى تعالى تعلق دارد و بدون اذن خداى تعالى به كسى ديگر نرسد و به همين دليل خداوند در حق داود گفت: إِنَّا جَعَلْنَاكَ خَلِيفَةً] سوره ص( ٣٨): آيه ٢٦[ و در حق هارون حكايت از موسى: هَارُونَ اخْلُفْنِى فِى قَوْمِى] سوره اعراف( ٧): آيه ١٤٢[. اين قول را هم از امر خدا گفت، و درباره خليفه بازپسين فرمود: لَيسْتَخْلِفَنَّهُم فِى الْأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ] سوره نور( ٢٤): آيه ٥٥[. هر كجا خلافت را ذكر كرد به خود حواله كرد تا معلوم شود كه كسى در اين معنا بهره ندارد] روض الجنان، ج ١، ص ١٢٩[.
در تفسير الكبير وطبرى آمده است: از ابن عباس روايت شده كه منظور خلافت آدم( ع) است از جن كه قبل از او ساكن در زمين بود؛ از ابن مسعود و ابن عباس و سدى روايت شده است كه منظور خلافت آدم بود از خداوند چرا كه او در بين مخلوقات خداوند مكلف به نيابت از خدا حكم مىكرده است. اين قول مورد تأييد آيه شريفه: إِنَّا جَعَلْنَاكَ خَلِيفَةً فِى الْأَرْضِ فَاحْكُم بَينَ النَّاسِ بِالْحَقِّ ... نيز مىباشد. اين دو قول بر اين پايه استوارند كه منظور از خليفه آدم( ع) است و بعضى بر اين مبنا قرار دارند كه منظور از خليفه اولاد و ذريه آدم است، چرا كه آنها فساد و خونريزى به پا كردهاند نه آدم( ع). مىگويند منظور از اين خلافت، خلافت گروهى به جاى گروه ديگر است. اين قول حسن بصرى است و مورد تأييد آيه شريفه: وَهُوَ الَّذِى جَعَلَكُمْ خَلَائِفَ الأَرْضِ مىباشد] رازى، تفسير الكبير، ج ٢، ص ١٦٥ و ١٦٦ و طبرى، جامع البيان، ج ١، ص ١٩٩ و ٢٠٠[.
زمخشرى در يك قول آدم را خليفه ملائكه مىداند چرا كه آنها قبل از انسان ساكن زمين بودهاند و در قول ديگر او را خليفه خدا مىداند و به آيه: إِنَّا جَعَلْنَاكَ خَلِيفَةً فِى الْأَرْضِ استناد مىكند] الكشاف، ج ١، ص ١٢٤[.
ميبدى آدم را خليفه پيشينيان كه در زمين ساكن بودهاند مىداند] كشف الاسرار، ج ١، ص ١٣٣[.
ابن عربى چنين نظرى دارد:« إن أراد فى ذلك من يخلف من مضى فى الأرض من الأُمم قبلنا و الملائكة، و هو الأظهر، فيدخل تحت هذه اللفظة آدم و ذريته الكافر والمؤمن؛ و إن أراد بالخلافة النيابة منه تعالى فى خلقه فتختصّ بذلك الرسل و الوجهان صالحان بذلك»] ابن عربى، ايجاز البيان فى ترجمة القرآن، ج ١، ص ٩٦ و ٩٧[.
البته محيى الدين بعد از اين بيان به استناد آيه شريفه: أتجعل فيها ... نظر اول را تقويت مىكند و مىگويد: آيه ظهور در آن دارد كه آدم و ابناء او خليفه ملائكه در روى زمين هستند؛« لأنّهم لو فهموا من الحقّ فى خطابه أنّ المراد غيرهم لما أجابوا بهذا الجواب. هذا جواب على أنّهم أجابوا من حيث ما فهموا». سپس مىگويد: ظاهر اين است كه ملائكه درست فهميدند كه منظور خداوند همان نظر اول بودكه آدم و ابناى او از پيشنيان و ملائكه خلافت كنند لذا اين سؤال و اعتراض را مطرح كردند. وى همچنين در] رحمة من الرحمن، ج ١، ص ١٠٤[ اين نظر را هم مطرح مىكند كه خليفه اصلى و اوّلى خداوند، پيامبر اسلام است و آدم و انبياى ديگر در اين مقام نيابت از پيامبر داشتند.
ابن كثير منظور را خلافت بعضى از بعض ديگر مىداند، به استناد آيه: هُوَ الَّذِى جَعَلَكُمْ خَلَائِفَ فِى الْأَرْضِ] سوره فاطر( ٣٥): آيه ٣٩[ و آيه وَيجْعَلُكُمْ خُلَفَاء الْأَرْضِ] سوره نمل( ٢٧): آيه ٦٢[] ابن كثير، قصص الانبياء، ج ١، ص ٣٧[.
در اطيب البيان آمده است: منظور خلافت الهى است هم تكويناً و هم تشريعاً] طيب، الطيب البيان، ج ١، ص ٤٩٧[.