در پرتو وحى - موسوى اردبيلى، سيد عبدالكريم - الصفحة ٢٣٠ - ٢ خلقت انسان در قرآن
اعجازآميز پيدا شدهاند؟ يا اين كه پيش از پيدايش انسان، موجودى زنده اما سادهتر و پستتر وجود داشته است؛ موجودى كه از جنبه بدنى و جسمى شبيه انسان بوده ولى از جنبه فكرى و مغزى و قواى دماغى ضعيفتر و پستتر از آن بوده است؛ زندگى ساده و ابتدايى داشته، ابزار و وسايل را نمىشناخته، آهن و آتش و ابزارهاى ديگر زندگى را كشف نكرده بوده و حتى زبان و سخن گفتن را هم نمىدانسته و با اصوات و اشارات خواسته خود را بيان مىكرده است و بدين گونه سالها و قرنها بر او گذشته تا به نخستين مرحله تعقل و تفكر رسيده و سخن گفتن را ياد گرفته و اسباب و آلات مورد نياز خود را كشف نموده و يا ساخته است؟
در قرآن آياتى هست كه شايد به همين دوره اشاره كرده باشد، مانند: هَلْ أَتَى عَلَى الْإِنسَانِ حِينٌ مِّنَ الدَّهْرِ لَمْ يَكُن شَيْئًا مَّذْكُورًا،[١] «روزگارانى بر انسان گذشت كه چيز قابل ذكرى نبود».
در تفسير اين آيه روايتى از امام باقر (ع) نقل شده است كه فرمود: «كان شيئاً و لم يكن مذكوراً»[٢] «چيزى بود ولى قابل ذكر نبود».
و نيز در قرآن در داستان پسران آدم مىفرمايد: فَبَعَثَ اللّهُ غُرَابًا يَبْحَثُ فِي الأَرْضِ لِيُرِيَهُ كَيْفَ يُوَارِي سَوْءةَ أَخِيهِ قَالَ يَا وَيْلَتَا أَعَجَزْتُ أَنْ أَكُونَ مِثْلَ هَذَا الْغُرَابِ ...،[٣] «... خداوند كلاغى را به كاوش زمين
[١]. سوره دهر، آيه ١.
[٢]. مجلسى، بحارالانوار، ج ٥، ص ١٢٠، ح ٦٣.
[٣]. سوره مائده، آيه ٣١.