در پرتو وحى - موسوى اردبيلى، سيد عبدالكريم - الصفحة ٢٢٦ - دين در تاريخ بشر
قرآن مردم را از دوران اول به دو گروه قسمت تقسيم كرده است: گروه اول؛ آنهايى كه از دعوت پيغمبران پيروى كردند و عقايد و اعمالشان را با گفته آنها تطبيق نمودند، اينها هميشه موحد و خداپرست بودهاند و توحيد در بين اين گروه مخصوص دوره معينى نبوده است. ولى آيا خداشناسى در بين اين گروه به تدريج تكامل يافته، يعنى توحيد در اديان سابق سطحى و در اديان بعدى دقيق و كامل بوده است يا توحيد در همه اديان يكى بوده و هيچ تفاوتى حتى كمال و نقص هم نداشته است؟ چنان كه از سوره شورى- آيه ١٣- به دست مىآيد: شَرَعَ لَكُم مِّنَ الدِّينِ مَا وَصَّى بِهِ نُوحًا وَالَّذِي أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ وَمَا وَصَّيْنَا بِهِ إِبْرَاهِيمَ وَمُوسَى وَعِيسَى أَنْ أَقِيمُوا الدِّينَ وَلَا تَتَفَرَّقُوا فِيهِ «خداوند شرعى را كه براى مسلمين قرار داد حقيقتى است كه نوح را هم به آن سفارش نمود و بر تو نيز (اى محمد!) همان را وحى نموديم و به ابراهيم و موسى و عيسى هم آن را سفارش كرديم كه دين خدا را برپا داريد و اختلاف در دين نكنيد».
اين خود بحث مفصلى دارد كه اين نوشته گنجايش آن را ندارد.
فرقه دوم؛ آنهايى كه از دعوت انبياء منحرف شده و با افكار خود دين درست كردهاند؛ عقايد باطل، افكار ناروا، موهومات و خرافات در بين اين دسته از مردم رواج داشته است، در سوره نحل- آيه ٣٦- آمده: وَلَقَدْ بَعَثْنَا فِي كُلِّ أُمَّةٍ رَّسُولًا أَنِ اعْبُدُواْ اللّهَ وَاجْتَنِبُواْ الطَّاغُوتَ فَمِنْهُم مَّنْ هَدَى اللّهُ وَمِنْهُم مَّنْ حَقَّتْ عَلَيْهِ الضَّلالَةُ «همانا در