در پرتو وحى - موسوى اردبيلى، سيد عبدالكريم - الصفحة ٢٢٥ - دين در تاريخ بشر
دست او داد و بقيه را زيردست و فرمانبردار وى حساب كرد. اين دوره دوره ترجيح بود. مدتى نيز گذشت تا اين كه بشر از اين عقيده دست برداشت و به يك خدا توجه كرد و او را فرمانفرماى همه پديدههاى جهان دانست و خدايان ديگر را كه به فكر خود ساخته و به دست خود تراشيده بود معزول ساخت.
هر چند اين نظريه، هم از طرف بعضى از دانشمندان طرفدار دين و هم از طرف پيروان مكتب «ماترياليسم ديالكتيك» اظهار شده است، ولى اين دو فرقه در دو قسمت نظريه با هم مخالفند؛ يكى اين كه ماديون مىگويند: دين غير از جهل و نادانى منشأ ديگرى نداشت و طرفداران دين منشأ آن را فطرت مىدانند؛ و ديگر اين كه ماديون معتقدند كه توحيد هم دوران مخصوصى دارد آن هم بعد از مدتى دورانش تمام شده و به كلى فاتحهاش خوانده مىشود، ولى طرفداران اديان، توحيد را ابدى مىدانند و چون ما در مقالات گذشته اين دو قسمت را بحث كردهايم در اينجا تكرار نمىنماييم.
دو گروه مومنان و كافران
در دو نظريه بالا سير دين تنها روى جريان طبيعى و طرز تفكر بشر مطالعه شده و اصلا به تعاليم عاليه انبياء توجهى نشده است، در صورتى كه ما مىدانيم، در پيشرفت دين و بقاء آن، دعوت پيغمبران و تعليمات آسمانى آنها نقش بزرگى به عهده داشته است.