در پرتو وحى - موسوى اردبيلى، سيد عبدالكريم - الصفحة ٢٠٤ - پيدايش دين
ناچار دنبال پناهى مىگشته است كه بوسيله پرستش، دل او را نرم كند، و با كمك او به مشكلات فائق آيد.
اين دوره، دوره خدايان متعدد بوده است، ولى هرچه علم پيشرفت كرده و قوانين مجهول شناخته شده است مرتب از تعداد خدايان كاسته گشته و در اين تحولات نقش مؤثر توليد و ابزار توليد را نبايد ناديده گرفت.
و گاهى دين را يك نوع تخدير روحى مىدانند و مىگويند دين نتيجه دوران بردگى و شكست انقلابهاى دسته جمعى آنهاست؛ و در جاى ديگر دين را ساخته دست سرمايهدارها به منظور منكوب ساختن زيردستان مىشمارند.
گذشته از اين كه با تمام اين سفسطهها پيروان اين مكتب نتوانستهاند حق را ناديده بگيرند و با اين حرفها دل خود را شاد كنند، مجبور شدهاند اعتراف كنند كه مسئله پيدايش دين با اين گفتهها حل نمىشود.
«پ. رويان» مىگويد: «اصولا مذاهب به علت فاصله عميقى كه از علل مادى و وجودى خود گرفتهاند وضعيت پيچيده و بغرنج اتخاذ كردهاند» و ارانى هم صريحا گفته است كه مذهب يكى از تجليات مهم روحى است كه ظاهر شده است.
اگر از اينان بپرسند چه دليلى براى گفته خود داريد، چه جواب خواهند داد؟ و اگر سؤال شود بشر كه از ترس طوفان و باد و رعد و برق فرار مىكرد چرا براى خود يك منشأ ترس بزرگترى درست