در پرتو وحى - موسوى اردبيلى، سيد عبدالكريم - الصفحة ١٦٢ - اعجاز قرآن
جمعيت قرارداده و مكتب آنها را از مكتبهاى ديگر جدا ساخته است.
هرچند روش آنها در هدايت افكار و تعليم و تربيت و ساير جهات نيز فرق زيادى با ديگران دارد ولى منشأ همه امتيازات اين است كه آنها در تمام موارد وابسته به خدا هستند و مسؤوليت يك واسطه را دارند.
عاجز بودن ديگران دليل اعجاز نيست
در مقام اعجاز تنها كافى نيست پيامبر كارى را انجام دهد كه ديگران از انجام آن عاجز باشند؛ چون هر متخصصى ممكن است در رشته تخصصى خود مهارتى به خرج دهد و ديگران كه به پايه او نمىرسند از مقابله با او عاجز باشند، بلكه هميشه اين طور بوده و هست كه در رشتههاى مختلف علوم و صنايع و هنرهاى گوناگون، در بين اشخاصى كه در آن رشته كار مىكنند يك مسابقه قهرى موجود است و هميشه يك فرد گوى سبقت را از ديگران مىبرد و رقباى او به نظر تحسين يا حسد به او مىنگرند.
بنابراين، نقاشى كه يك تابلوى بسيار زيبا و جذاب تنظيم كرده يا خطاطى كه لوح خوبى نوشته يا سخنسراى توانايى كه نطق مهيجى كرده نمىتواند داعيه نبوت داشته باشد و اين كار را براى خود، اعجاز قلمداد كند، بلكه بايد نشانه پيغمبرى نوعى باشد كه از حدود قدرت و توانايى بشر بيرون و كار، كار خدايى باشد.