در پرتو وحى - موسوى اردبيلى، سيد عبدالكريم - الصفحة ١٢٩ - زبان قرآن
انسجام قرآن است كه فهم قرآن را به شدت دشوار مىكند، به ويژه در آن دسته از آياتى كه مسأله سجع و وزن كلمات و آهنگ كلى آيات رعايت شده است، و به اين خاطر معنا را در محظور قرار داده است.
پس چه بايد كرد و چه راه حلى را بايست پيش گرفت؟
به نظر مىرسد پيش از هر چيز بايد راه تفسير صحيح قرآن را به دست آورد، سپس بايد ديد آيا اين اشكالات واقعاً وجود دارد يا نه؟ و در فرض دوم بايد تلاش و كوشش خود را براى حل مشكلات بكار برد، پس بايد پيش از هر چيز زبان قرآن را دانست، زيرا تنها با آن مىتوان تفسير صحيح قرآن را به دست آورد تا ببينيم آيا چنين مشكلاتى وجود دارد يا نه؟ از اين روست كه ما قبلا بحث زبان قرآن را پى مىگيريم و سپس به هر كدام از اين اشكالات گفته شده مىپردازيم.
اكنون مىپرسيم قرآن چگونه سخن مىگويد؟ و زبان آن چيست؟ در چه قالب و سياق سخن مىگويد و در چه فضايى از سخن، پيام خود را ارائه مىدهد كه ما با همان ديد به سراغ قرآن برويم؟
اين بحث در علم اصول به شكل ديگرى مطرح شده و دانشمندان علم اصول با عنوان «حجيت ظواهر كتاب» بدان پرداختهاند؛ ولى آنها از زاويهاى ديگر به مطلب نگريسته و براى اثبات آن راه ديگرى را كه مناسب آن زاويه ديد است، پيش گرفتهاند، ولى ما نمىتوانيم در حل مشكلات گفته شده به آن تلاش بسنده كنيم.