صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٩٦ - اخلال در روند انتخابات رياست جمهورى
حتى بعضى از صندوقها را شكستند. بعضى جاها را آتش زدند با قواى خودشان. با اسلحه جلوگيرى كردند از رأى دادن. آن قدم را ملت پيش برد و آنها مفتضح شدند، ولى دست برنداشتند.
بعد كه بنا بود كه قانون اساسى تدوين بشود، آنهايى كه ارباب قلم بودند با قلم شروع كردند اشكالتراشى كه نه حالا، چى هست. بعضيها مىگفتند همان قانون سابق باشد.
بعضى مىگفتند خوب، آن قانون باشد، بعضى از موادش را تغيير بدهيم. و براى تعيين خبرگان كارشكنى شروع كردند. بعد كه مجلس درست شد، باز اين قدم هم ملت پيش رفت و خبرگان خودش را تعيين كرد. در طول مدتى كه آنها مشغول بودند به بررسى قانون اساسى، اينها هم مشغول بودند به اينكه اشكال كنند اين ملى نيست. يك چيزى كه خود ملت تعيين كرده، اين را مىگفتند ملى نيست. بايد حتماً موافق ميل يك اقليتى باشد تا ملى بشود. همين طور تا آن وقتى كه بنا بود رأى بدهند مردم به خود قانون اساسى، شروع كردند باز كارشكنى. كارشكنيها از اطراف. حالا كه مىخواهد ملت رأى بدهد به قانون، به رئيس جمهور، حالا مىبينند اين قدم هم اگر پيش برود، يك قدم ديگر هم پيش برود، استقرار حكومت زيادتر مىشود، شروع كردند به كارشكنى. غائلهاى در تبريز، يك غائله در قم، در تهران، در همه جا. مىخواهند نگذارند كه اين جمهورى اسلامى تحقق پيدا بكند. منتها از اول شروع كردند، و اينها همين طور قدم [به] قدم. هر قدمى ملت پيش برد آنها قدم بعد را شروع كردند. مأيوس نشدند.
اخلال در روند انتخابات رياست جمهورى
الآن هم مأيوس نيستند، آنها كه نگذارند اين رئيس جمهور كه، مردم خودشان بايد تعيين كنند، نگذارند تعيين بشود. ١٢٤ نفر بيايند و داوطلب بشوند براى رئيس جمهور، معلوم است معنايش چيست. ١٢٤ نفرى كه مردم اكثرشان را نمىشناسند. شايد ده تاشان را بيشتر مردم نشناسند. تويشان اشخاصى كه بىعقل هم هست، مىگويند هست. من نمىدانم، اما مىگويند اشخاص منحرف هم هست. اين براى چى. صد و بيست و چند