صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٥ - معناى واقعى نظام توحيدى
پرده است كه شماها را حركت بدهد به اين طور حركتها. و اثبات كند كه ايران قابل اين نيست كه خودش مستقل باشد. هرج و مرج باشد. الآن يك هرج و مرجى است در سرتاسر ايران. انسان مىبيند هرج و مرج است. خوب چرا بايد اين طور باشد. چرا شما بايد بيدار نشويد. چرا جوانهاى ما بايد سر عقل نيايند؟ امروزى كه ما با يك مملكتى، با يك قدرت بزرگى مواجه هستيم، بايد در هر شهر شماها بريزيد به جان هم. به اسم ارتجاع عُلماتان را بكوبيد؟! به اسم نمىدانم چه، باغات مردم را تصرف كنيد؟! خانههاى مردم را برويد بگيريد؟! زن و بچه مردم را از خانهشان بيرون كنيد؟! آخر اين چه وضعى است كه شماها داريد؟ چرا بايد شماها به احكام اسلام متعهد نباشيد. اين اسلام بود كه شما را تا اينجا رساند. اين اسلام بود كه محمد رضا را از خانههاى شما بيرون كرد. از مملكت شما بيرون كرد. حالا بر خلاف موازين اسلام پشت به اسلام داريد مىكنيد. و خدا مىداند كه اگر پشت به اسلام كنيد، همچو سيلى به شما مىزند كه تا ابد بيدار نشويد. يك قدرى به خود بياييد. يك قدرى برگرديد به احكام اسلام. ما انقلاب كرديم هر چه دلمان مىخواهد بكنيم؟! ما انقلاب كرديم، ديگر گوش نمىدهيم. نه به دولت گوش مىدهيم و نه به ملّا گوش مىدهيم و نه به هيچ كس؟! چون انقلاب كرديم، انقلاب از اسلام است نه از اسلام به غير اسلام؟! مگر شما از اسلام به غير اسلام انقلاب كرديد كه حالا هر كارى مىخواهيد بكنيد؟ شما از غير اسلام به اسلام انقلاب كرديد، رژيم اسلامى پيش بياوريد.
گردن بنهيد به رژيم اسلامى.
معناى واقعى نظام توحيدى
در ارتش مىرويد مىبينيد كه شوراها درست كردند و يك ارتش توحيدى، ارتش توحيدى، آن هم توحيد اصلًا نمىداند مردكه يعنى چه. يك كسى، يك كمونيستى آمده بيخ گوشش اين را گفته، ترويج كرده. ارتش توحيدى يعنى ديگر يك ارتشى كه هيچ نظام نداشته باشد. هيچ نظمى نداشته باشد. هيچ بالا و پايين نداشته باشد. اين معنايش اين است كه ارتش نمىخواهيم. مسئله نظام توحيدى معنايش اين است كه همهشان دنبال