صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٨٦ - تحوّل ملت با عنايت خدا
بودند، در اين شميران و تمام بقعههايى كه در اينجاهاست، مركز اين طور گرفتاريها براى جوانهاى ما بود، آن كى بود كه اين جوانها را از مراكز فساد به ميدان مبارزه كشاند؟ آن كى بود كه اين تحول را در كشور ما و در افراد كشور ما ايجاد كرد كه اشخاصى كه از يك پاسبان [مىترسيدند به ميدان آمدند.] يك بازار از يك پاسبان مىترسيد، يك بازار! شماها ديده بوديد اگر يك پاسبان مىآمد در بازار تهران؛ بزرگترين بازار ايران و مىگفت كه بايد بيرق بزنيد، كسى به خودش اصلًا همچه اجازهاى نمىداد كه [بگويد:] نخير، نبايد؛ ابداً همچه چيزى در كار نبود. آن كى بود كه اين جمعيتى كه اين طور بودند، متحول كرد به يك جمعيتى كه آمدند در ميدانها و فرياد زدند مرگ بر رژيم پهلوى؟
آنهايى كه نمىتوانستند يك كلمهاى راجع به اين رژيم صحبت بكنند، نه راجع به رژيم، راجع به يك نخستوزيرى، راجع به يك پاسبانى، آن كى بود كه اين تحول را يكدفعه ايجاد كرد؟ مدارسى ما داشتيم كه در مدارس بيايند تزريقاتى بكنند و از آن حال به حال ديگر [بگردانند؟!] با مدارس، در يك قرن هم نمىشود اين كار را كرد. تبليغات اين طور بود؟ تبليغات، يك قرن تبليغات هم اين كار از آن نمىآيد كه به اين معجزهآسايى، با وقت كم، يك همچو كار بزرگى بكند! اين، آن بود كه «مقلّب القلوب» است. اين دعايى كه در تحويل وارد شده است، تحقق پيدا كرد در ملت ما:
يا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ وَ الابْصارِ، يا مُدَبِّرَ اللَّيْلِ وَ النَّهار، يا مُحَوِّلَ الْحَوْلِ وَ الاحْوالِ، حَوِّلْ حالَنا الى احسَنِ الْحالِ.
اين تحقق پيدا كرد؛ يعنى، متحول شد حال ما از آن خوف به يك قدرت، از آن ضعف به يك قدرت بزرگ، از آن خوفها به يك شجاعت. تمام گرفتاريها را همه از يادشان رفت. تمام خودبينيها، همه از بين رفت. يكدفعه يك ملت سى و چند ميليونى از يك حالى كه در طول مدت شاهنشاهى اينها داشتند و در اين آخر تقويت شده بود، روح يأس و روح بدبينى و روح ترس و اينها كه جرأت نمىكرد يك آدم در داخل منزل خودش راجع به ساواك- فرضاً- راجع به اعليحضرت همايونى! باشد، تو داخل منزلش، پيش اولادش جرأت نمىكرد يك كلمه بگويد؛ پسر از پدر مىترسيد؛ پدر از پسر، برادر از برادر. اين چى بود؟ اين كى بود كه ما را اين طور شجاع كرد؟ ما بعد از آن همه ترس و