صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٣٥ - فرمايشى بودن مجلس قبل از انقلاب اسلامى
كه اينها كارشكنى كردند.
فرمايشى بودن مجلس قبل از انقلاب اسلامى
در طول مدتى كه مجلس شوراى ملىِ آنها بود، حتى يك دفعه نشد كه مردم، مردم سراسر كشور، آزاد رأى بدهند. آن وقتى كه رضا خان نبود و محمد رضا خان نبود و زمان قاجار، من يادم هست، آن وقت خانها بودند، شاهزادهها بودند، خانها دسته دسته اين مردم را به زور مىآوردند و به صندوقها رأى براى خودشان مىگرفتند، مردم هيچكاره بودند، نمىدانستند چيست، يك ورقهاى را به آنها مىدادند، اينها هم مىآوردند تو صندوق مىريختند. زمانى كه رضا خان سلطه پيدا كرد، و محمد رضا سلطه پيدا كرد كه همه مىدانيد كه يعنى زمان محمد رضا را اكثراً ديديد كه به مردم ارتباطى نداشت. خود محمد رضا گفت، در يك گفتگويى گفته است به اينكه ليست اين وكلا را از سفارتخانهها مىفرستند پيش ما، مىخواهد بگويد حال اين جور نيست، مىفرستادند پيش ما و ما همانها را ملزم بوديم كه تعيين كنيم. اين يك اقرارى است از يك كسى كه به غصب سلطنت بر اين مملكت مىكرد، و مطلع بود بر مسائل. و اين ما را مىشناساند كه به ما مىفهماند كه افرادى كه آن وقت در اين مجالس بود چه اشخاصى بودند. افرادى بودند كه با ليست سفارت امريكا يا با ليست سفارت شوروى تحميل مىشدند. اين حرفى است كه محمد رضا گفت كه ليستها را مىفرستادند. اين را براى اين تعريف كرد كه مىخواست بگويد من ديگر اين طور نيستم. حتى پدرش را تضعيف كرد كه خودش رو بيايد و مردم به خودش توجه پيدا كنند. اين اقرارى بود كه ايشان كرد كه ليست را مىفرستادند و ما مجبور بوديم كه همان ليست را، افراد را تعيين كنيم. اين نمايانگر اين است كه اينهايى كه تو مجلس شوراى ملى بودند نه شوراى اسلامى، اينها چه اشخاصى بودند؛ اينها نوكرهايى بودند كه نوكرهاى خارجى بودند، و با زور اين نوكر بزرگها، اينها مىرفتند در مجلس.
در طول تاريخ مشروطيت نمىتوانيد پيدا كنيد كه همه ايران خودشان رأى دادهاند، حتى در آن دورههاى اول، بله، تهران در آن دورههاى اول خودشان رأى مىدادند، لكن