صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤١٣ - نظم و هماهنگى در اصلاح امور
آنكه مهم است اين ناسازگارى است كه در ارگانهاى اسلامى هست؛ هر جا بروى با هم توافق ندارند. هى دعوت به توافق مىكنند همه، لكن خودشان هم توافق ندارند. اين موجب نگرانى است؛ براى اينكه، اين اسباب اين مىشود كه اين كشور به حال تزلزل باقى بماند. و اگر يك مدتى به اين حال تزلزل باقى بماند آسيب از خودش پيدا مىشود؛ يعنى، داخل خودش آسيب مىبيند. محتاج به اين نيست كه از خارج بيايند و به ما آسيب برسانند. ما خودمان به جان هم مىافتيم و خودمان را از بين مىبريم. آنى كه الآن نگرانى است اين است كه ما از يك طرف دستمان بسته است؛ براى اينكه ما بخواهيم انگشت بگذاريم روى افراد، بگوييم اين خرابكار است، اين خرابكار است، خوب اين افرادى هستند كه ما نمىتوانيم بگوييم اينها خرابكار هستند، اينها اشتباه كارند. و نمىشود حالا ما اشخاصى كه- فرض كنيد- استاندارهايى كه در اطراف هستند، يا وزرايى كه در [وزارتخانهها] هستند، يا اشخاص ديگر، و اينها را بگوييم كه نه با اينها مبارزه كنيم ما، اينها از خودمانند ديگر. ما قبلًا مبارزه مىكرديم. مبارزه يا شكست است يا پيشرفت، و هر دويش هم ما بُرد داشتيم، اما حالا كه ديگر مبارزه نداريم. ما بايد حالا با هم سازش بكنيم، تا اينكه اين مملكتى كه اين طور درهم و برهم است و اين طور از همه اطراف به آنها هجوم هست، خودمان اين را پيش ببريم؛ لكن مع الأسف آدم مىبيند كه هر جا دست مىگذارد اختلاف است. اختلاف بين استاندار با كسان ديگر، ژاندارمرى با كسان ديگر، ارتش، پاسدار، چه، همه. همه بنگاهها، بنگاههايى است كه با هم اختلافات دارند و ممكن هم هست كه روى اشتباهات باشد بسيارىاش؛ لكن اشتباه بزرگتر اين است كه اين اشتباه را رفع نكنند كه مطلب واضح اين است. چنانچه به اين حال باقى بمانيم نمىتوانيم اداره كنيم اين مملكت را، هيچ كس نمىتواند.
نظم و هماهنگى در اصلاح امور
تا يك نظامى در كار نباشد و يك هماهنگى بين قوهها و بين استانها نباشد، اين مطلب پيش برده نمىشود و مع الأسف اين معنا تا كنون درست بين مردم، بين آقايان، بين- عرض مىكنم كه- سردمدارها و دولتمندها، به طور دقيق شناخته هم حتى نشده است؛