صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٩٩ - بيانات خطاب به سردبير روزنامه اطلاعات (حدود آزادى در جمهورى اسلامى)
مىشده، جلويش گرفته مىشود يكدفعه مىبينيم در روزنامهها آن طايفه از روشنفكران شروع مىكنند به اعتراض كه خير. خوب قلم آزاد است، اما هر قلمى؟! بيان آزاد است، اما هر بيانى؟! يك بيان است كه يك مملكت را به دامن ابرقدرتها مىاندازد. آيا اين بيان آزاد است؟! اين را ما بگوييم آزادى، كه مملكت ما را به فساد بكشيد؟! يك قلمى است كه با صهيونيسم و امثال اينها روابط دارد. يك روزنامهاى كه با بودجه آنها اداره مىشود و خودشان تيراژى ندارند تا خود را اداره كنند. ما بايد به اينها بگوييم آزاد هستيد؟! كجاى دنيا يافت شده كه يك انقلابى بشود و اين همه روزنامه داشته باشد؟ همه روزنامهها را مىبستند و يك، روزنامه ارگان خود حزب، مثلًا يا خود دولت را مىگذاشتند باشد.
اى دنيا اين طور آزادى به مردم داده بودند كه به مجرد اينكه انقلاب پيروز بشود همه به ميدان بيايند و هر چه مىخواهند به هر كس بگويند، و تا پنج- شش ماه هم هيچ كس به كسى حرف نزد، تا فهميدند به اينكه اينها يك دستهاى هستند در داخل كه با خارج مرتبط مىباشند، و بر ضد كشور و مصالح كشور دارند عمل مىكنند. باز هم ما بگوييم كه شما آزاديد؟! فقط به واسطه كلمه آزادى! بايد حدود آزادى آن چيزى باشد كه ملت مىخواهد. نه اينكه بر خلاف ملت آدم آزاد است. خوب من آزادم، يك تفنگ هم دستم هست بزنم يك كسى را بكشم. اين چه آزادى است؟ آزادى موازين دارد، و بحمد اللَّه شما اين طور كه من تا حالا ديدهام و حرفهاى شما را شنيدهام از روى ميزان حرف مىزنيد. حالا كه در مؤسسه اطلاعات وارد شدهايد باز هم همان ميزانى كه از آزادى پيش شما هست و همان ميزانى كه در نشريات مىباشد، كه بايد نشريات در خدمت اين ملت باشد، و نه بر ضد ملت، با كمال قدرت و پشتكار مشغول شويد. شما قدرتش را داريد. به شما كسى نمىتواند بگويد مرتجع هستيد. ديگران اگر بخواهند كارى بكنند، ممكن است ارباب قلم يك همچون حرفى را به او بزنند. اما نسبت به شما نمىتوانند اين حرف را بزنند. شما با قدرت عمل كنيد و اين عناصرى كه بر ضد مسير نهضت و انقلاب و مصالح كشورند تصفيه و پاكسازى نماييد. خداوند ان شاء اللَّه شما را موفق كند.