صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٥٠٥ - اسلام هدايتگر انسان به سوى كمال مطلق
چنانچه يك مملكت را به او بدهند، دنبال يك مملكت ديگر است، آن مملكت را هم كه گرفت دنبال يكى ديگر است. اين طور نيست كه حدود داشته باشد آمال انسان. هر چه كه يافت دنبال اينى است كه آنى كه نيافته او را هم بيابد. انسان اگر به حال خودش باشد در شهوت غير متناهى است آمالش و در غضب هم غير متناهى است و در حس سلطهجويى هم غير متناهى است. شما گمان نكنيد كه اگر منظومه شمسى را تمامش را يك انسانى به دست بياورد باز بنشيند كه خوب بس است، مىگويد يك منظومه ديگرى برويم ببينيم چه خبر است. شما مىبينيد كه الآن دنبال اين هستند كه به مناطق ديگرى كه غير زمين است؛ به سيارات ديگر هم دست بيابند. اين طور نيست كه اگر دست يافتند به يك سيارهاى، دنبال سياره ديگر نباشند. اين طورى انسان خلق شده است؛ غير متناهى در غضب، غير متناهى در شهوت، غير متناهى در خودخواهى.
هيچ چيز انسان را سير نمىكند مگر اينكه تربيت بشود كه با اين تربيت به منتها سيرى كه در اين سِير آن منتها تمام چيزهايى است كه انسان مىخواهد، و آن رسيدن به كمال مطلق [است]. به كمال مطلق اگر رسيد اين طمأنينه برايش حاصل مىشود.
همه در پى كمال مطلقند
اطمينان قلوب به رسيدن به خداست، به غير او هيچ آرام نيست قلوب. خودشان هم ملتفت نيستند كه اين نفس توجه به كمال مطلق دارد، منتها كمال را گم مىكنند. نفس انسان متوجه به اين است كه برسد به كمال مطلق. تشخيص اينكه اين كمال است، آن كمال است، آن كمال است، اين اشتباه در اينجاهاست. يك كسى علم را كمال مىداند، دنبال علم مىرود.
يك كسى قدرت را كمال مىداند، دنبال قدرت مىرود. همه اينهايى كه دست و پا مىزنند در دنيا، دنبال اينند كه كمال مطلق را پيدا كنند؛ يعنى، همه دنبال اينند كه خدا را پيدا كنند، متوجه نيستند خودشان.
اسلام هدايتگر انسان به سوى كمال مطلق
اسلام آمده است راه را نشان مىدهد، سرگردانيها را از بين مىبرد و راه را نشان