صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٣١ - مختلط ننمودن امور در انقلاب فرهنگى دانشگاهها
بيرون كند؛ زيرا همه قدرتها پشت سر او بودند، همه قدرتها چه قدرتهاى غير اسلامى كه مهم امريكا بود، براى شوروى هم و چه حكومتهاى انحرافى بلاد مسلمين، تمام اينها طرفدار او بودند. شاهديم كه ما وقتى در عراق خواستيم كه شروع كنيم به طور بارزى به مقابله با شاه، عراق نگذاشت ما آنجا بمانيم. و وقتى خواستيم به كويت برويم، كويت هم نگذاشت كه ما وارد بشويم. و من ديدم كه ما در هر يك از بلاد مسلمين برويم، همين حرف است. و خدا خواست كه بهتر بشود و ما رفتيم به يك محلى كه تحت سيطره ايران [١] نبود. گرچه آنجا هم ابتداءً با ما مخالفتهايى شد، لكن كم كم آن مخالفتها تخفيف پيدا كرد. اينها امروز از زمان رضا شاه بيشتر در فكر هستند، زمان رضا خان مطالعات بود و ذهنيات كه اگر روحانى با دانشگاهى پيوند كنند و اگر روحانى قدرت روحانيت خودش را دارا باشد، نمىگذارد كه ما آن طور كه مىخواهيم استفاده كنيم از ايران. اين يك ذهنيتى بود، مطابق با واقع هم بود، اما ذهنيت بود. امروز آن ذهنيت ديگر براى آنها عينى شد؛ ديدند كه از روحانيت شروع شد، و دانشگاهها هم آن قدرى كه متعهد بودند پيوند كردند، و آنها هم كه نبودند، الزام پيدا كردند به اينكه هم صدا باشند، و ساير قشرها هم، همه ملت. اينها ديدند كه اين روحانيين، در عين حالى كه آنها خيال مىكردند كه نفوذ دارد، لكن نمىدانستند اين قدر نفوذ دارد. آن وقتى كه شاه به عذرخواهى افتاد، شاه مخلوع به عذرخواهى افتاد، و شريف امامى [٢] را آورد روى كار، اينها هى گفتند كه خوب، ما اشتباه كرديم، ما نمىدانستيم كه مردم اين طور روحانيت را مىخواهند و ما اين اشتباه را برمىگردانيم، ما خدمت مىكنيم به روحانيون. از اين چرندها شروع كردند گفتن براى اغفال، ليكن خوب، ديگر گوشها نمىشنيد.
مختلط ننمودن امور در انقلاب فرهنگى دانشگاهها
اينها امروز ديدهاند قدرت اسلام را، ديدهاند كه يك جمعيت سى و پنج ميليونى كه
[١] كشور فرانسه
[٢] جعفر شريف امامى كه در اوج انقلاب، پس از جمشيد آموزگار به نخستوزيرى رسيد.