صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٦٠ - الهى شدن اعمال در پرتو هجرت از نفسانيات
به دنيا دارد، و نفس متعلق به دنياست، توجه به خود و آمال خودش دارد و اگر چنانچه كسى از اين بيت، از اين بيت ظلمانى، از اين بيتى كه ما را بازمىدارد از وصول به كمالات انسانى، كسى خارج بشود از اين بيت و رو بياورد به خدا، هجرت كند به سوى خداى تبارك و تعالى و رسول خدا، كه آن هم هجرت به خداست، برسد تا آنجايى كه «ادركه الموت» حالا يا «ادركه الموت»، يعنى آن موت اختيارى كه از براى اولياى خدا هست كه از همه آمال خودشان دست برمىدارند و فانى مىشوند در حق تعالى، يا اينكه در اين مهاجرتى كه [مىكند] ادراك موت بشود همان موت معهود، اين وَقَعَ أَجْرُهُ عَلَى اللَّهِ- اين ديگر هيچ- بنا بر آن احتمال اول، ديگر اجرى جز اينكه خدا به او بدهد اجر ديگرى را نمىخواهد. اصلًا براى او ديگر آمال و آرزويى نيست. فقط خدا را مىخواهد.
الهى شدن اعمال در پرتو هجرت از نفسانيات
شما كه اين اسم را براى خودتان انتخاب كرديد و «هجرت» [را كه] اسم شريفى است، انتخاب كرديد توجه به اين داشته باشيد كه از زير بار مسئوليت اين اسم هم بيرون بياييد، و هجرت بكنيد. توجه بكنيد به اينكه اين دنيا هر چه باشد مىگذرد. هر چه علاقه بيشتر باشد سختتر مىگذرد. هر چه توجه به اين دنيا باشد، علاقه به اين دنيا باشد، سختتر مىگذرد. در عين حالى كه اولياى خدا اين هجرت را كرده بودند، مع ذلك آن فعاليتهايى [هم] كه براى رضاى خدا و براى رساندن نفع به برادرها و خواهرها بوده است مىكردهاند. اين هجرت اگر ان شاء اللَّه تحقق پيدا بكند، موجب اين مىشود كه كار انسان الهى مىشود. الآن هر عملى كه از ماها صادر مىشود عملى است كه نفس در او و خودبينى در او هست و اين عمل نفسانى است، عمل شيطانى است. اگر آن هجرت حاصل بشود و مهاجر الى اللَّه و رسول انسان بشود، آن وقت تمام اعمالى كه به جا مىآورد اعمالى است كه روحانى است؛ اعمالى است الهى. همه اعمال را به جا مىآورد.
جنگ مىكند، جنگش الهى است. كسب مىكند، كسبش الهى است. همه كارهايى كه ديگران هم مىكنند انبيا هم همه آن كارهايى كه ديگران مىكردند كارهايى كه مربوط به