صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٥١ - تلاش براى استقرار اركان حكومت
كه دست دوم است و از آن مسائل غفلت بكنيد، خوب، احتمال اين است كه يك رئيس جمهور، يك وقتى آنها كه در صددند، و اشخاص منحرف در صددند كه يك منحرفى را- مثلا فرض كنيد- تعيين كنند و جا بزنند، يك منحرفى كه شايد در طول مدت حياتش هم خودش را ملى جا زده، چنانچه ديديد مثل بختيار كه در جبهه ملى و- نمىدانم- از طرفدارهاى دكتر مصدق، و اينها ده- بيست سال اينجا اين را حفظش كردند و [با چهره] ملى، بعد هم ديديد چه جنايتكارى از كار درآمد و الآن هم مشغول هست. يك آدمى كه به امريكا [پيشنهاد] مىكند كه دخالت نظامى مثلًا بكن- شايد گفته است- و قضيه اقتصادى را به قاعده گفته است كه نه، بايد ايران را در [حصر] اقتصادى قرار بدهى. آدمى كه مىگويد ملى، خودش را ملى حساب مىكند آن وقت تأكيد مىكند كه امريكا اين كار را بكند. اينها دارند، يك همچو اشخاصى ذخيره دارند. ممكن است يك اشخاصى خودشان را، اگر ما غفلت بكنيم جا بزنند و يك مقامى را بگيرند. يا در مجلس شورا اشخاصى وارد بشوند كه آن اهميتش خيلى بيشتر است و اصل اساس را از بين ببرند. حالا بايد همه شماها، همه خواهرها، همه برادرها، همه قوا بايد مجتمع بشوند براى اينكه ما اين دو مرحله را هم بگذرانيم. مرحله تعيين رئيس جمهور و بعد هم ان شاء اللَّه مجلس شوراى ملى كه يك حكومت مستقرى، اسكلت حكومت تحقق پيدا بكند، و بعد برويم سراغ اينكه محتواى اين بايد چى باشد. محتوا الآن يك محتواى غربى تقريباً بايد گفت هست. نه غربى غربزدگى! يك غربى وارداتى، يك غربى كه اين اجناس كه خودشان نمىخواهند صادر مىكنند، فرهنگى كه خودشان نمىپذيرند براى ما صادر مىكنند. يك همچو چيزهايى است الآن در كار. لكن ما بايد حكومتمان را اساسش را درست كنيم. بعد برويم سراغ محتوا در درجه دوم. نه اينكه حالا نبايد اصلًا در اين كارها دخالت بكنيم نه اينكه نبايد فعاليت بكنيم، بايد بكنيم. لكن نبايد از آن اصل، آن اساس غافل باشيم. گاهى وقتهاست كه براى خاطر توجه به فروع، آدم از اصل باقى مىماند، عقب مىماند. بايد كارى بكنيم كه از آن اصل عقب نمانيم. اصل قضيه كه عبارت از استقرار يك حكومت مستقر تامّى است، اسلامى و صحيح اين تحقق پيدا