صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٨١ - مسئوليت بزرگ ملت در انتخابات مجلس
كنار مىنشستند. و مىديدند كه اشخاصى را كه مىبرند در مجلس، يك اشخاصى هستند كه خود آنها ساختهاند و مصلحت مملكت تو كار نيست. حرف البته هميشه بود. هميشه حرف و ثناخوانى و ترقيات. هم در زبان محمد رضا بود و هم در زبان آنهايى كه او تعيين كرده بود. اگر الآن صورت مجلسهاى آن وقت پيدا بشود، مىبينيد كه سر تا ته مجلس به ثنا و مدح محمد رضا و كسانى كه به او مربوط بودند مىگذشت. در آن زمان مسئوليت ملت نداشت. براى اينكه، قدرت نداشت و تحت سلطه خانها در آن وقت و تحت سلطه آن دو نفر، رضا و محمد رضا در اين دوره، و ملت هم هيچ كارى از او نمىآمد و نمىتوانست. نَفس هم نمىتوانست بكشد. از اين جهت هر مسئوليتى پيش خدا و پيش نسلهاى آينده متوجه مىشد، بر خانها و بر وكلاى خانها در آن زمان بود، و بر رضا خان و محمد رضا و وكلاى منصوب از قبال اينها در اين زمان بود. اين مال آن زمان.
مسئوليت بزرگ ملت در انتخابات مجلس
اين تلخى مطالب و بىبند و بارى انتخابات و مجلس و امثال ذلك شايد يكوقت اسباب اين بشود كه بعضيها گمان كنند كه خوب حالا هم مثل آن وقت. به اصطلاح آدم مارگزيده از ريسمان خط و خالدار هم مىترسد و ملت ما مارگزيده است. استعمار گزيده است. خان گزيده است و محمد رضا و رضا خان گزيده است. از اين جهت يكوقت مىبينى كه در ذهنشان مىآيد كه خوب اين هم مجلسى مثل آن مجلسها. لكن همه بايد بدانند كه امروز هيچ قدرتى نيست كه بتواند يك وكيل را تحميل كند. از رئيس جمهور گرفته تا ارتش، تا شهربانى، ژاندارمرى، خانها هم كه ديگر چيزى از آنها باقى نمانده است. و اشراف و اعيان هم همين طور. متنفذينى هم نداريم. هيچ كس الآن در ايران، هيچ مقامى در ايران نيست كه قدرت اين را داشته باشد كه يك وكيل تحميل كند.
بنا بر اين، امروز مسئوليت به عهده ملت است. ملت اگر كنار بنشينند، اشخاص مؤمن، اشخاص متعهد كنار بنشينند، و اشخاصى كه نقشه كشيدهاند براى اين مملكت از چپ و راست، آنها وارد بشوند در مجلس، تمام مسئوليت به عهده ملت است. هر قدمى كه بر