صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٦١ - تمايز اعمال در الهى بودن و غير الهى بودن آن
معيشت بود، مربوط به زندگى بود، مربوط به اداره كشور بود، مىكردند.
تمايز اعمال در الهى بودن و غير الهى بودن آن
پيغمبر جنگ مىرفتند و معاشرت با اشخاص مىكردند، زندگى عادى مىكردند، لكن زندگى الهى بود. چند نفر كه با هم نشسته بودند فرض كنيد همه يك كار را انجام مىدادند، و بين آنها پيغمبر اكرم بود و اشخاصى كه تبعيت مطلق از او كرده بودند بود و منافقها هم بودند و آنهايى كه هجرت نكرده بودند آنها هم بودند، كار [همه] به حسب صورت مثل هم بود: همه جنگ مىرفتند، همه فرض كنيد كار ديگر مىكردند؛ لكن معناش با هم فرق مىكرد. آن كارى كه از رسول خدا- صلى اللَّه عليه و آله- صادر مىشد با آن كارى كه از يك منافق صادر مىشد در صورت يكى بود؛ معناش دوتا بود. آن الهى بود؛ اين شيطانى بود. آن كسى كه گرفتار اين ظلمتها هست كارهايش هر چه كار هم بكند، نورانيت ندارد؛ و لو كارهايى كه عبادى باشند باز آن نورانيت درش نيست؛ فقط يك اداى تكليفى است. نماز مىخواند، [اما] نماز [او] يك اداى تكليفى است كه معاقب نيست براى اينكه [نگويند] چرا نخواندى. لكن نماز، او را راه نمىبرد. بايد اين عباداتى كه به جا مىآوريم اينها ما را راه ببرند؛ ما را مهاجر كنند.
كوشش كنيد كه كارهايتان كارهاى الهى باشد؛ براى خودنمايى نباشد؛ براى اين نباشد كه ديگران از شما تعريف كنند؛ براى اين نباشد كه از شما مدح و ثنا بكنند؛ براى خدا باشد. وقتى كار براى خدا باشد، آن كار نورانى است. هر مقدارى از نماز را كه توجه به خدا داريد، اين مقدار نورانيت پيدا مىكند و بالا مىرود. و هر مقدارى كه غافل هستيم، آن مقدار نورانيت ندارد و طرف ملكوت نمىرود. همه كارها اين طورى است. فرق ما بين اوليا و ديگران در صورت هيچى نيست؛ گاهى وقتها ديگران از اوليا خوشاندامتر هم بودهاند؛ در معناست فرق. فرق معنوى است. كه دارند، اعمالشان با هم فرق دارد. از حيث معنويت يك ضربت على
يَومَ الخَندَقِ أَفضَلُ مِن عِبَادَةِ الثِّقلَين [١].
البته آن، جهت مقابله كفر و
[١] بحار الأنوار، ج ٣٩، ص ١- ٢، ح ١.