صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٦ - استقلال فرهنگى تنها راه نجات شرق
مطلبى غربى نباشد جامعه ما نمىپذيرد اين را. حالا شايد در اين نهضت كم شده باشد.
لكن شما مىدانيد كه قبلًا تا يك اسم غربى روى دوايى، روى يك فاستونى، روى چيز ديگرى نباشد، مردم هم نمىپذيرند. خيابانهاى ما بايد يك اسم غربى داشته باشد، از همان اشخاصى كه ما را آن طور ناتوان كردند و آن طور چپاول كردند و آن طور ستمها را به ما كردند، بعض از خيابانهاى ما به اسم همانهاست؛ همانهاى غربى، همانهاى امريكايى، خيابان روزولت [١] مثلًا. اگر يك جنسى رويش اسم غربى نمىبود، اين را درست نمىپذيرفتند. اگر يك دوايى نمىگفتند از غرب آمده است نمىپذيرفتند. چيزهايى كه خود ملت درست مىكرد بايد با اسم غرب فروش برود. اين غربزدگى است. يعنى بازار ما هم غربزده هست. يعنى ملت ما الآن باز هم غربزده هست. و تا از زير اين بار در نياييد و تا اين وابستگى مغزى و فكرى از بين نرود، رشد حقيقى پيدا نمىشود، و شما هم نمىتوانيد مستقل بشويد.
استقلال فرهنگى تنها راه نجات شرق
شما اگر بخواهيد از همه وابستگيها خارج بشويد، اين بايد اين وابستگى مغزى را، قلبى را كنار بگذاريد. گمان نكنيد كه هر چه آنها دارند خوب است. اگر يكى فرض كنيد كه يك پيشرفتى داشته باشد در صنعت، اين دليل اين نيست كه پيشرفت دارد در فرهنگ.
و اين اشتباهات مال همين جاهاست كه آن كه مثلًا فرض كنيد فلان طياره را درست مىكند به خورد ما اين طور مىدهند كه همه چيزش اين طورى است، و حال آنكه نيست اين طور. فرهنگشان مثل فرهنگ ما نيست. علم حقوقشان مثل ما نيست. علومشان مثل ما نيست. علم فلسفهشان مثل ما نيست. طب هم از شرق اخذ كردهاند. كتب شرقى در دانشگاههاى آنجا تا آن اواخر، شايد حالا هم باشد تدريس مىشده. ما بايد اگر بخواهيم از اين بيچارگى بيرون برويم، بايد اين وابستگى مغزى را كنار بگذاريم. بايد دانشگاههاى ما يك دانشگاههايى باشد كه تا مدتها زحمت بكشد، اين جوانها را از آن حال سابق
[١] فرانكلين روزولت، رئيس جمهورى امريكا در هنگام جنگ جهانى دوم.