صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٢٩ - تضعيف روحانيت برنامه اصلى رضا خان
را منحرف كردند. اول هدف، روحانيت بود. اين مدرسه فيضيه را كه ملاحظه مىكنيد، كه آن وقت شايد ششصد- هفتصد نفر طلبه در خود مدرسه فيضيه ساكن بود، روز نمىتوانستند در مدرسه باشند، فرار مىكردند به باغات شهر و آخرهاى شب مىآمدند، براى اينكه مأمورها دنبال اين بودند كه اينها را بگيرند و ببرند و عمامههاشان را بردارند. علماى تهران را تعقيب مىكردند. و بعضى از اشخاص موجه از علما را در كلانترى مىبردند و همان جا لباسشان را مىبريدند كه بلند نباشد، لباس روحانى نباشد، همان جا قيچى مىكردند. آن چه دستى بود كه روحانيون را در آن روز سرنگون كرد و كوبيد؟ و در عين حال كه آن همه كوبيدند روحانيون را، مع ذلك گروهى كه فقط قيام كرد در مقابل رضا خان، همان روحانيون بودند. يك دفعه از تبريز علماى تبريز، يك دفعه از خراسان علماى خراسان، يك دفعه از اصفهان كه اين از همه دامنهاش زيادتر بود. علماى اصفهان آمدند به قم و علماى بلاد هم به اينها متصل شدند، و مع الأسف همه قيامها را شكستند. قم هم كه قيامش اساسىتر بود، بسيارى از اينها را آمدند بازى دادند، اغفال كردند. و از قرارى كه مىگفتند در رأس آنها كه مرحوم «حاج آقا نور اللَّه اصفهانى» بود، از قرارى كه گفتند، او را هم مسموم كردند و همان قم فوت شد. [١] اين چه دستى بود كه روحانيون را اين طور كوبيد و روى چه مقصدى بود؟ آن چه دستى بود كه روحانيون را با قشر دانشگاهيها آن طور از هم جدا كرد كه در دانشگاه اسم يك روحانى را نمىشد ببرى، و در مدرسه فيضيه هم دانشگاهى را؟ اين چه دستى بود كه اينها را از هم جدا كرد و با هم دشمن كرد؟ و اين چه دستى بود كه دانشگاه ما را به آن صورت درآورد، كه اشخاصى كه از آن بيرون آمدند، مگر يك دسته متعهد، انحرافى بودند، و گرايش به مكتبهاى ديگر داشتند؟ و آن چه دستى بود كه در همين زمانى كه انقلاب پيروز شد دانشگاه را به صورت يك دژ جنگى درآورد؟ و آن چه دستى است كه الآن مشغول كار است و مىخواهد باز روحانيت را بكوبد؟ اينها چه ديده بودند از روحانيت، و اخيراً چه ديدند
[١] وى در شب چهارم دى ماه ١٣٠٦ در گذشت.