صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٢٤ - انبياء منشأ كمال موجود انسانيت
كه همه اين خسارتمندها را، همه اين ناقصها را بياورد در اين جمعيت مؤمنين. اسلام نيامده است كه جنگ بكند. اسلام نيامده است كه كشورگيرى بكند. نيامده است كه فتح بكند. اسلام و ساير اديان حَقه آمدهاند كه مردم را از اين خسران بيرون كنند و وارد كنند در اين حصار ايمان و مع الأسف موفق نشدند. كوشش خودشان را كردند و موفق نشدند الّا مقدارى.
انبياء منشأ كمال موجود انسانيت
اين مقدار از كمال هم كه در انسانها در عالَم هست به تبع انبياست. اگر انبيا نيامده بودند، شايد همه مردم، الّا نادرى، همهشان مثل حيوانات جنگل و بدتر از او به جان هم مىافتادند. حالا هم مىبينيد كه آنهايى كه به اين حصار ايمان نزديكترند از اين جنايات دورترند. حالا هم كه شما در دادگستريهاى عالم و در محكمههاى قضايى همه جا مراجعه كنيد، مؤمنها پروندهاى اينجا ندارند. پرونده مال آنهايى است كه ايمان ندارند.
پروندههاى قتل و پروندههاى دزدى و فحشا و امثال ذلك مال آنهايى است كه ايمان به اسلام يا ايمان به خدا ندارند. اين مقدار هم توفيق زيادى است كه گروههاى زيادى از انسان را تربيت كردند و لو همين مقدار از تربيت و اگر اين تربيت نبود، همه كارتر بودند و همه هيتلر بودند. تربيتهاى انبيا [است] كه نجات داده اين مردم را از حد حيوانيت و آن جنونى كه انسان دارد در قدرت طلبى و شهوترانى. باز يك مقدار، مقدار زيادى توفيق حاصل شده، لكن باز توفيقى كه آنها مىخواستند نشده، اينكه انبيا مىخواستند باز نشده.
پيغمبر غصه مىخورد براى اينكه، دعوت مىكند و اجابت كم مىشود؛ فَلَعَلَّكَ باخِعٌ نَفْسَكَ. [١] و يكى از غصههاى انبيا هم همين است كه تعليماتشان را نتوانستند به ثمر برسانند به آن طورى كه تعليم اقتضا مىكند. پيغمبر مىخواست همه مردم را على بن ابي طالب كند ولى نمىشد. و اگر بعثت پيغمبر هيچ ثمرهاى نداشت الّا وجود على بن ابي طالب و وجود
[١] بخشى از آيه ٦ سوره كهف: « (اى رسول) نزديك است كه (اگر امت تو، به قرآن ايمان نياورند) جان عزيزت را از
شدت حزن و تأسف بر آنان هلاك سازى».