صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٢٥ - انبياء منشأ كمال موجود انسانيت
امام زمان- سلام اللَّه عليه- اين هم توفيق بسيار بزرگى بود. اگر خداى تبارك و تعالى، پيغمبر را بعث مىكرد براى ساختن يك همچه انسانهاى كامل، سزاوار بود؛ لكن آنها مىخواستند كه همه آن طور بشوند، آن توفيق حاصل نشد. اسلام يك قوانينى است كه انسان مىخواهد درست كند. قرآن هم كتاب انسانسازى است، مىخواهد انسان درست كند.
پيغمبر هم از اوّلى كه مبعوث شد تا آخر، وقتى كه از دنيا تشريف بردند در صدد اين بود كه آدم درست كند. در فكر اين بود. تمام جنگهايى كه در اسلام واقع شده براى اين بوده است كه اين جنگليها و وحشيها را وارد كنند در حصار ايمان، قدرت طلبى تو كار نبوده و لهذا، در سيره نبى اكرم و ساير انبيا و اولياى بزرگ، حضرت امير- سلام اللَّه عليه- اولياى بزرگ، در سيره آنها مىبينيم كه اصل قضيه قدرت طلبى در كار نبوده و اگر براى اداى وظيفه نبود و براى ساختن اين انسانها نبود، حتى اين خلافت ظاهرى را هم قبول نمىكردند، مىرفتند كنار؛ اما تكليف بود. تكليف خداست بايد قبول كند تا بتواند آن مقدارى كه مىتواند انسان درست كند، مع الأسف، نتوانست معاويه را آدم كند، چنانكه پيغمبر نتوانست ابو جهل و ابو لهب [١] و اين صنف جمعيت را آدم كند، امير المؤمنين هم نتوانست معاويه و اتباع معاويه را آدم كند، اما آمدند براى اين كار. گمان نشود كه اسلام شمشير كشيده است براى اينكه قدرت پيدا كند مثل ساير حكومتها، حكومت اسلامى اين جورى نيست. اگر كسى براى قدرت اقدام بكند، و براى تحصيل قدرت شمشير بكشد، اين از اسلام دور است، اين وارد در اسلام نشده است، ظاهراً مسلم است اما آن ايمانى كه بايد داشته باشد ندارد. انبيا آمدهاند براى اينكه اين قدرتها را بشكنند، اين قدرتهاى شيطانى را سركوب كنند و نبى اكرم هم آمده بودند و آمدند براى اينكه اين قدرتها را بشكنند. اين يكى از كارهايى است كه انبيا دارند، نه اينكه فقط اين است. كار مهم انبيا اين است كه مردم را برسانند به آن نقطه كمال و ساير كارها وسيله است. غايت، كمال مطلق است. انبيا مىخواهند كه همه مردم بشوند مثل امير المؤمنين- سلام اللَّه عليه-
[١] دو تن از مخالفين سرسخت رسول اكرم (ص).