صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٣٤ - خلاف اسلام بودن ملىگرائى
فيضيه و در جاهاى ديگر، در مراكز علمى هستند، بيخ گوش آنها چيزهايى بخوانند كه نتيجهاش اين باشد كه شما با اين دستهها كنار برويد، و بيايند بيخ گوش دانشگاهيها مطالبى بگويند كه شما را از آنها جدا كنند. اينها صدمه ديدهاند از اتحاد اين ملت. اينها از اسلام الآن ترسيدند، به طورى كه ديدند خارجاً چه جور واقع شد. اينها مىبينند اين تظاهرات شما را، اينها مىبينند اين اجتماعات شما را و اين فرياد اسلامى شما را و ناراحت مىشوند.
خلاف اسلام بودن ملىگرائى
چند روز پيش از اين در يك نوشتهاى ديدم كه مىگويد كه چرا از ملى مىترسيد شماها؟ چرا نمىگوييد مجلس شوراى ملى؟ من به آن آقا مىگويم، شما چرا از اسلامى مىترسيد؟! ما اين ملى كه مجلس شوراى ملى باشد، حالا بيش از پنجاه سال از آن مىگذرد، و ما يك اثر صحيحى از آن نديديم. هر وقت يك آدم صحيح پيدا مىشد، پنجاه نفر هم از نوكرهاى استعمار پيدا مىشدند و او را مىكوبيدند. من مىگويم به اينها كه ما تابع اين ملت هستيم، اين جمعيت. ما كه خودمان براى خودمان يك كاره نيستيم، ما مىخواهيم ببينيم خواست اين ٣٥ ميليون جمعيت چى است. ما ديديم كه خواست اين ٣٥ ميليون جمعيت اين بود كه ما اسلام را مىخواهيم. در تمام صحبتها از اول تا آخر اين نبود كه ما ملىگرا هستيم. ملى گرايى بر خلاف اسلام است. اسلام آمده است كه همه را يك نحو به آن نظر بكند، همه جوامع را. ملى گرايى اين است كه الآن در امريكا بين سياهها و سفيد دارد واقع مىشود، و اين كارترى كه دعوى اين را مىكند كه من طرفدار بشر هستم، اين سياهان را اين طور مىكشد و اين طور آزار مىدهد. ملى گرايى اين است كه بعضى از اين دولتهاى عربى مىگويند عربيت و نه غير. ملى گرايى اين پانايرانيسم است، اين پانعربيسم است، اين بر خلاف دستور خداست و بر خلاف قرآن مجيد است. ما كه مىگوييم كه جمهورى اسلامى، مجلس شوراى اسلامى، براى اينكه از آن امامزاده ما معجزى نديديم! پنجاه سال است، بيشتر، ما را عقب راندند، پنجاه سال بيشتر است