صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٥٠ - نهراسيدن از شكست در عمل به تكليف
همه قوهها غلبه مىتوانيد بكنيد. ما كه چيزى نداريم، همه چيز ما دست دشمنهاى ماست.
نهراسيدن از شكست در عمل به تكليف
من عرض مىكنم كه وقتى بنا شد كه ما به تكليفمان عمل بكنيم، و ما آن راهى را كه خداى تبارك و تعالى پيش پاى ما گذاشته است آن راه را برويم، براى ما شكست هيچى نيست. براى اينكه از دو حال خارج نيست: يا اين است كه ما پيش مىبريم كه شكست هيچ نيست، و يا اين است كه نه، مىآيند و ما را عقب مىزنند، ما تكليفمان را عمل كردهايم، چه شكستى است؟ سيد الشهدا هم شكست خورد در كربلا، اما شكست نبود اين. كشته شد و زنده كرد يك عالَمى را. امير المؤمنين هم در جنگها، در جنگ صفين شكست خورد، لكن شكست نبود اين. او به خدمت اسلام بود و براى خدا كار مىكرد.
كسى كه براى خدا كار بكند، هيچ وقت شكست تويش نيست، بُرد هميشه با آنهاست.
شما خوف اين را نداشته باشيد كه اگر يك چيزى بر خلاف مثلًا مسلك ماركسيسم بگوييد، بگويند كه اينها چه عقب مانده هستند، خود آنها عقب ماندهاند. همانهايى كه ادعاى- نمىدانم- كمونيستى و كذا مىكنند، خود آنها از همه قلدرتر و از همه ديكتاتورترند، و ملتهايشان را همه به بند كشيدهاند. آزادى در آن ممالك نيست براى كسى. همان طورى كه در ممالك غربى هم آزادى نيست در كار، صحبت آزادى، حرف آزادى است. اگر آزادى باشد، اين سياههاى بيچاره چه كردهاند كه اين طور تحت فشارند؟ در هيچ جاى دنيا شما خيال نكنيد كه اين طرحهايى كه مىدهند، و اين بساطى كه درست مىكنند، يك واقعيتى باشد و بخواهند روى او رفتار بكنند. اين مجلسهاى كذا كه در دنيا درست شده است، و به دست قدرتمندها درست شده است، و لهذا حق وِتو دارند، همهاش آن قدرتمندها، اينها همه بازى است براى بلعيدن ماها، اين يك مانور سياسى است كه با آن ماها را اغفال كنند و ماها را ببلعند. شما نبايد گول از اينها بخوريد و تحت تأثير نه شرقيها واقع بشويد و نه غربيها وارد بشويد. شما آن طورى كه اسلام مقرر فرموده است عمل بكنيد. اگر هر كس هم هر چه به شما مىگويد اعتنا به او نكنيد. اسلام