صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٨٨ - هراس دشمن از اتحاد حوزه و دانشگاه
اينها حالا فهميدند كه ياوه مىگويد. ما از اول مىدانستيم كه ايشان ياوه گوست. ما در پاريس كه بوديم، در يكى از نطقهايى كه ايشان فرمودند! اين بود كه شاه به ايرانىها زياد آزادى داده! در وقتى بود كه البته آن اختناق را مردم شكسته بودند. اين خيال مىكرد كه اعليحضرت اعطا كرده آزادى را به مردم، نمىداند كه مردم گرفتند از او، به غنيمت از او گرفتند، نه اينكه او به ما چيزى اعطا كرد. او با همه تشبّثات، هر جور تشبّثى كه مىتوانست بكند كرد. قتل عامها را كرد، ديد فايده نكرده. بعد، تغيير وزيرى به وزير ديگر كه او بيايد يك قدرى ياوه بگويد و مردم را خيال كند غفلت [زده] مىتواند بكند، اغفال بكند، اين كار را هم كرد، ديد نه، مردم باز همانند. آمد توبه هم كرد همان آدمى كه در يك سال، دو- سه سال قبل، چند سال قبل، در يكى از نطقهايش گفت: اين روحانيون مثل حيوان نجس مىمانند و با آنها نبايد [معاشرت] كرد؛ و آمد در محضر همه و گفت: اى علماى اسلام، اى مراجع عظام، من چطور و تأسف [....]
اين هم يك حقّهاى بود كه زد و نشد؛ براى اينكه ملت پنجاه سال ياوه سرايى از اينها ديده است، پنجاه سال فشار ديده، پنجاه سال حبس و تبعيد و قتل و غارت ديده. بعد از پنجاه سال، كه همه چيز را اين مردم ديدند، از بچهاى كه چشمهايش را باز كرده، فحّاشى اينها را و ياوه گويى اينها را ديده، ديگر اينها باور نمىشود بكنند. ملت ما متحول شد به يك ملتى بيدار، آشناى به همه امور. و شما مطمئن باشيد كه اين بيدارى ان شاء اللَّه، با شرط اينكه توجهتان را به خدا مستحكم كنيد، اين بيدارى هست و شما را نجات مىدهد.
هراس دشمن از اتحاد حوزه و دانشگاه
پيشترها مجلس شوراى ملىِ آقايان اگر يك كلمهاى از طرف دولت انگلستان مىشد كه بايد فلان كار را انجام بدهيد، احتمال اينكه بتوانند مخالفت كنند، نداشتند. همچو عُرضهاى نداشتند. بله، گاهى در بين آنها، يك اشخاصى پيدا مىشد كه [عُرضه] داشت؛ مثل مرحوم مدرّس. مرحوم مدرّس يك كسى بود كه در مقابل همه مىايستاد و مع الأسف اينها مىگويند: روحانيين نقشى نداشتند. يك روحانى تو يك مجلس، رضا خان