صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٦٢ - اسلاميت انقلاب هدف اصلى حمله دشمن
طورى كه زمان شاه مخلوع يك دستهاى را راه مىانداختند يك جايى و فشار مىآوردند يا با زور يا با تطميع مىبردند پاى صندوقها براى خودشان رأى درست مىكردند آنها بدتر از اينهايند. اينها مىبينند كه در ايران، در ظرف يك سال و چند ماه، تمام اصولى كه بايد در يك كشورى براى جريان امور باشد، تحقق پيدا كرد و خودشان بعد از بيست و چند سال نتوانستند يكى از اين كارها را بكنند، حتى با سرنيزه و با زحمت و با كتك زدن، با حبس و با كشتار.
اسلاميت انقلاب هدف اصلى حمله دشمن
اينها نمىتوانند ببينند اين انقلاب اسلامى شما را. وقتى تحليل مىكنند كه خوب، چه شد، آدمِ اينجا با آدمِ جاهاى ديگر كه هر دو آدمند، همه جا هم يكى دعوى رهبرى مىكند و مىگويد من رهبر، همه جا هم يك حزبى پيدا مىشود و مىگويد من حزب، لكن ايران چه چيز بود كه به اين سرعت، به اين سرعت معجزهآسا پيشبرد كرد؟ وقتى تحليل مىكنند، همه چيزها را مىبينند كه مكتب بود كه اين كار را كرد. اين مكتب اسلام است كه اين كار را [كرد.] مردم براى خدا اين كار را كردند. وقتى خدا آمد در بين مردم؛ يعنى، مردم شدند دست خدا، وقتى براى خدا كار كردند و مشتها گره شد براى خدا و الآن هم همين طور ان شاء اللَّه، هست و تا آخر باشد، خوب، آن [را] كه بايد هدف قرار بدهند، بايد اسلام باشد و آنهايى كه به اسلام نزديكترند، آنهايى كه احكام اسلام را مىخواهند براى مردم بگويند، آنها را بايد هدف قرار بدهند تا كم كم اين محتوايى كه انقلاب دارد، از آن بگيرند. وقتى محتوا از آن گرفتند و يك ظاهرى بىمحتوا شد، ضربه آخر را بزنند.
ضربه آخر اينكه برگردانند مطلب را به همان مسائل اول، با يك صورت ديگرى. البته با برگشت- مثلًا- شاه و اينها نيست؛ اين مطرح نيست پيش آنها. مطرح اين است كه اسلام نباشد، هر چه مىخواهد باشد.
الآن هم همين قشرهاى بعض از اين روشنفكرها مىگويند اين مجلس، ملّى باشد، مجلس شوراى ملّى؛ چون اسمش توى قانون، «ملّى» بوده. از اسلام مىترسند. مجلس